انگليس گرفت ما اگر آدم باشيم امير آنجا را به يك زارع و كاسب ايرانى ترجيح نبايد بدهيم ، چه رسد به پادشاه . حالا اگر آلبرت پادشاه بلژيك يا همبرت شاه ايطاليا را مقايسه مىكرد بد نبود . اين مقايسه براى چه بود . براى آنكه مصارف چاپ و نشر آن جريده را بدينواسطه از سفارت افغان بگيرد كه سفارت بلژيك نمىداد .
قانون اساسى ما اختيارات شاه را از شاه بلژيك و ملكهء هلاند كمتر قرار داده . با اين حال چه توقعى بايد داشت . اين مطالب را در اول مشروطه براى آن مقصود مىگفتند كه چنين مىشود ، چنان گلستان خواهد شد و نشد . حالا هم همان را مىنويسند . در مشروطه وزراى شاه بايد كار كنند نه شاه كه بدبختانه شاه ما وزير كارى نداشت . حالا هم كه پيدا كرده خصم جان خودش شد . لحن بعضى جرايد تغيير كرده كه تغيير شخص سلطنت بايد داد ، جمهورى فايده ندارد ( سردار سپه ، جمهوريت كه تغييرپذير است لازم ندارد . )
جرايد
سهشنبه 13 ، آخر دلو - عيد تولد حضرت امير بود . ديشب آتشبازى معمولا در ميدان مشق و حضور حضرت اشرف شد بهجاى زندهباد سلطان احمد شاه زنده باد رئيس الوزرا با آتشبازى . ديروز در جريدهء « كوشش » ، پريروز « شفق سرخ » امروز « ستارهء [ ايران ] » چيزها نوشته بودند كه به وصف نمىآيد . « كوشش » نوشته بود برويد بيگانگان ، برويد بىقابليتان چهوچه . « شفق [ سرخ ] » همراهى علما را شرح داده از قول مسافر دروغى قم . « ستارهء [ ايران ] » نوشته بود كاغذى بدون امضاء يا دستهگلى برايم رسيده به حدى فضاحى نموده بود كه از قلم انقلابى ما درج آن فضيحتآور بود . اين سلسلهء جليله كه خون ايرانيت در عروق آنها رفته و با ما مخالفت دارند نبايست به اين شرمآورى و افتضاح دربارهشان نوشت ، لذا مكتوب و دستهگل را به سوى وى پرتاب كرديم خود اين آرتيكل و مكتوب و دستهگل دروغ و ساختگى است .
اينجا ايران است
ما داخل جواب نمىشويم . اما تا قانون اساسى و سلطنت مشروطه و قانون مطبوعات فسخ و نسخ [ نشده ] و شاه رسما عزل و يا استعفا نداده است مىبايست از نشر اينها جلو گرفت . جمهورى شدن اين فضايح را براى يك خانواده لازم ندارد . مگر آلمان جمهورى شد ، عثمانى شد ، اطريش هنگرى شد ، اين دروغها و اتهامها را به سلاطين و خانوادهء آنها گفتند . اما اينجا ايران است . محيط و محاط آن به فحش ، افترا ، بهتان ، دروغ ، رشوه ساخته شده است . اين فضيحت را در موقع محمد على شاه مردم و جرايد آن عهد نكردند .