تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6684

مساهمون:

ص٦٦٨٤
به چه راه هم خرج كن ؟ كلاه‌فرنگى آن هم در پاريس به سر گذاشتن گناه كبيره است . همه ايرانيها از . . . فرنگيها در هركارى مىخورند ، اما كلاه‌فرنگى بد شد . حتى روى زنها را به تقليد فرنگيها مىگويند باز باشد . وانگهى به سلاطين مرده چه تأثيرى اين كلمات به آنها مىكند . بر فرض اين‌كه راست هم بنويسند به شاه حاليه چه كه فتحعلى شاه سرسره‌بازى مىكرد . قلم دست دشمن است . پول گرفته ، ترس را هم برداشته‌اند ، به كاينات هم مىتواند دشنام بدهد ، افترا بزند . از سردار سپه با آن عقل و ذكاوت شايسته نبود كه اجازهء اين نوع هتاكى و افتراها را بدهد .

ايران و كمك خارجى

ما از روزى كه مشروطه شد پاى خود را كنار كشيديم . همان دور دور راه مىرويم تا عمر فرارسد . چه جمهورى بشود چه نشود بىطرف بوده و خواهيم بود . اين چند كلمه را هم محض يادداشت نوشتم . هجده سال است مشروطه شده روزبه‌روز عقب رفته است بلكه جمهورى درست كند . ايران به دست ايرانى و بدون كمك خارجى محال است ترقى و تعالى كند يا راه‌آهن كشيده شود كه آبادى و ترقى تمام بسته به همان است . حضرت والاى ما شب خيال كرده بود به ملاقات والاحضرت برود . خبر هم نموده بود من صلاح نديدم . بالاخره به هزار لطايف الحيل و برانگيختن خانمها مانع شدم و پيغام داديم نوبه كرده نمىتواند شرفياب شود .

دفاع از قاجاريه

از همه مضحك‌تر آن است كه مىنويسد آغا محمد خان اگر تفليس كه جزو لايتجزاى ايران بود قتل عام نمىكرد آنها متوسل به دولت روس نمىشدند . فتحعلى شاه اگر كاغذ عشق‌بازى به كترين ( خورشيد كلاه ) نمىنوشت باعث غضب او نمىشد و با ايران جنگ نمىكرد . اينجاست كه قضاوت تاريخ لازم است . وقتى مىخواهد يكى از پادشاهان روى زمين را با شاه ايران مقايسه كند امير افغانستان را به ميان مىآورد كه جد آنها تفنگدار نادر بود و گوشش را هم به جهت تقصيرى بريده بود . ملتى كه ايران را خراب كرد ، هفتاد نفر اصفهانى را يك‌نفر افغان بىانصاف به مسلخ مىبرد و گردن مىزد . ملتى كه شهر زيباى اصفهان و چندين شهر ديگر را ويرانه كرد خالى از سكنه نمود . ملتى كه امير آن عبد الرحمن خان براى ثواب خودش فتيلهء توپ را آتش مىزد كه ملا و سيد رافضى را كشته باشد ، آن هم چند هزارنفر . بالاخره ملتى و مملكتى كه يكى از مستعمرات ايران بود كه چهارسال است يك استقلالى [ يافته ] و اسم اعليحضرت به تضرع و زارى از