ساير ادارات خير ، آقا و محترم . « كوشش » نوشته بود برويدبرويد ، براى چه توقف داريد .
ساعد الدوله سيصد تومان داد
14 و 15 - دو برف آمد درحالىكه هوا چندى بود خوب بود و اول و دوم حوت بود .
ساعد الدوله فقط سيصد تومان داده باقى را مىگويد بايد ملك بفروشم و بدهم . حاج عز الممالك شب چهاردهم سه از شب رفته وارد شد .
جمعه 16 رجب ، 3 حوت - دو به ظهر خانه حاج فخر الملك ديدن عز الممالك با افخم الدوله رفتيم . شاهزاده معتضد السلطنه هم آمد . عز الممالك از اين مقوله حرف نمىزند . فخر الملك مىگفت وليعهد ابدا در فكر نيست . ديروز هم جريدهء « قانون » شرحى نوشته بود به خونخواهى لطفعلى خان زند قايممقام و امير اتابك و ميرزا حسين خان سپهسالار و آزاديخواهان ، بعد بايد تمام قاجاريه را كشت . امروز هم در « ستارهء [ ايران ] » و ديگرى آنچه از آب و آتش عمل مىآيد به قاجاريه گفته بود . هيچجاى دنيا همچو افتضاحاتى روى نداده . شاه سرتخت سلطنت ، قانون اساسى و مطبوعات بهجاى خود آنقدر فحش ، ناسزا ، بهتان ، افترا به يك طايفه و سلسله بزنند كه جز خدمتكارى نكرده . سلطنت آقا محمد خان را با امروز فرانسه مىخواهند مقايسه كنند . لطفعلى خان را چرا كشت . سرتاسر مملكت ايران شلوغ بود ، چه مىكرد جز آنكه سران آنها را بكشد و امنيت بدهد .
سردار سپه و كشتنها
سردار سپه چرا اقبال السلطنه و امير نصرت و هزاران ديگر را كشت ، جز براى امنيت مملكت بود . اقبال السلطنه ، ميرزا كوچك ، ماشاءاللّه خان را استنطاق كردند كه قائممقام را نكردند . تمام آن جرايدى كه به واسطهء ترس يا بىپولى و عدمخريدار متروك شده بود پول دادهاند و منتشر مىشود و همههمه به يك نسق بد مىگويند و فحش به قاجاريه مىدهند . شترچران و گوسفندچران مىنويسند . من آنچه از اين جرايد بخرم نگاه داشته و بعد جلد مىكنم تا بىشرمى و بىآزرمى اين مردم بعدها خوانده شود . مزه آن دارد روزنامهفروش فرياد مىزند راجع به اعليحضرت همايونى .
فحش « قانون » به آقا محمد خان
چهارشنبه 21 - « قانون » تاريخ قاجاريه را مىنويسد . ( مدير آن سيد است و به پول قوام السلطنه براى ناسزا گفتن به سليمان ميرزا منتشر مىشد ) . مىنويسد كريهالمنظر