تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6683

مساهمون:

ص٦٦٨٣

اول خدا بعد انگليس

ما معتقد هستيم كه امورات كلى و جزئى به دست خداوند است و بعد پلتيك انگليس . شايد مقدر نباشد يا يك بدائى براى انگليس حاصل شود . خدا را نمىدانم ، ليكن در ظاهر انگليس ميل دارد زيرا اين آدم مطيع آنهاست و در باطن بدون گفتهء آنها آب نمىخورد . فرخى دوتا كلمهء بد از او گفت تا كلات دواند . چطور اينها را پى درهم مىنويسند و كلمه‌اى حرف نمىزند . شاه عاقل بود اين مسئله را درك كرد و رفت . جمعه نهم رجب - خانهء شعاع الدين ميرزا وعده داشتيم . صحبتهاى دائى جان با شعاع الدين ميرزا از همه بامزه‌تر است . دائى رند ، قلاش و خوش‌محاوره است .

مقالهء كوشش

امروز جريدهء « كوشش » در تحت عنوان « قاجاريه و ايران » همان عبارات « شفق [ سرخ ] » و « ستارهء [ ايران ] » و غيره را با الفاظ ركيك‌ترى نوشته و در آخر آن مىگويد اصلا اين طايفه لياقت سلطنت نداشته و ندارند . بايد آثار آنها حتى كتب تاريخ و مدح آنها را هم محو كرد . « قانون » كه از توقيف درآمده از آنها بدتر نوشته . ايرانى نترسد پول هم بگيرد براى خدا و پيغمبر هزار پاپوش درست مىكند و دو هزار اتهام مىزند ، چه رسد به شاه قاجاريه .

دفاع از قاجاريه

همهء اينها جواب دارد ليكن ما به قضاوت تاريخ برگذار مىكنيم كه از همه بهتر سخنان ياوه و پوچ را فرق و تميز مىدهد . اين مملكت ، اين دولت ، اين جواهر و اثاثيه تمام از آغا محمد خان است كه براى يك همچه ملت ناسپاسى جان خودش را نثار كرد . فتحعلى شاه درست است عياش بود اما پسرى مثل عباس ميرزا داشت . هفت سال با روس جنگ كرد كه دو ساعت در مقابل التيماتوم او دولت حاليه دوام نياورد و سرتاسر ايران را قشون روس گرفت به‌جاى جنگ فلان خانم نطق مىكرد و به رئيس‌جمهور امريكا و سويس تلگراف استرحام مىشد . سلطان احمد شاه را خود ملت تربيت كرد . ذره‌اى هم بىقانونى نكرده است . اگر كرده بود چه مىگفتند . قانون اساسى به او اجازهء هيچ‌كارى نمىدهد ، جز تعيين رئيس الوزرا به تمايل مجلس و امضاء قوانين ، قانون اساسى فلان مبلغ براى او تعيين كرده . آيا گفته است
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6683 | قهرمان ميرزا عين السلطنه