واسطهء باد البته نيامدند . سپس معلوم شد كار حاجى ميرزا زكى خان است . به خود مدير ستارهء ايران هم طورى گفته كه باور كرده است .
از حاج فخر الملك پرسيدم وليعهد چه مىگويد . گفت كارى نمىتواند بكند فقط به رئيس الوزرا پيغام كرد « شفق » را خوانديد گفتهبود مىخوانم امروز كه « ستاره » بدتر از او نوشته .
عقيدهء نصير الدوله
عصر خانهء نصير الدوله رفتم . روى كرسى جرايد را پهن كرده بود و سر تكان داد . گفت شاهزاده پس به يزدجرد چه بايد گفت ، به دارا چه بايد نوشت . جنگ ، فتح و شكست دارد . به آلمان چه بايد گفت . بهعثمانى و اطريش و روسيه چه بايد نوشت . اين كار مىشود . فقط براى آنكه اين پول را به شاه ندهند و در فروش جواهرات آنچه مىتوانند ببرند ، بخورند ، عوض كنند . باز تا اين آدم هست عيب ندارد . اما امان از آن وقتى كه پاى او از بين برود ايران يكپارچه آتش مىشود .
عقيدهء امير موثق
از آنجا رفتم نظاميه . مراجعت امير موثق را جلوى خانهء خودش خيابان باغوحش « 1 » ديدم . سلام عليك كرديم . گفت از اوضاع بفرمائيد . گفتم شما بهتر خبر داريد . گفت اوضاع وخيم است و اين كار مىشود . من يقين دارم در عهد وزير جنگ هم شلوغ نمىشود . امان از وقتى كه پايش كنار برود ، اين امراى لشكر شرق و غرب قشون ، طهران آشوبطلبها طورى مىكنند كه روزى دويستنفر در ميدان توپخانه كشته شود . گفتم چطور پايش كنار برود . خنديد و گفت جلوى اتفاقات را مگر مىشود گرفت . عزل ، سكته ، ترور ، مرگ . اين كار خطاست مىكند ، به ايران خدمت نيست . اما به كلهاش افتاده و از هيچكس هم شور نمىكند . گفتم عثمانى . گفت خير آنها تربيت شدهاند . صاحب منصبان آنها به اعلم هستند . چه ربط به اينجا و اين نظاميان دارد . براى وكالت آدم مىكشند ، براى رياست جمهور ، سلطنت چهها خواهد شد . حالا شاه هست رئيس الوزرا استعفا مىكند و ديگرى را معلوم مىكند . پسفردا كه نباشد وزير جنگ هم برحسب اتفاق برود كيست كه اداره كند . اما خواهشمندم كلمهاى از اين حرفها را به كسى نزنيد ، [ نه ] از قول من نه از قول خودتان . همهجا جاسوس هست و خبر مىدهند .
هامش
( 1 ) - خيابان سعدى فعلى . ( مسعود سالور )