انتقاد از احمد شاه
« ستارهء ايران » ديروز مشروحى نوشته در مقايسهء دو پادشاه احمد شاه و امان اللّه خان افغان . آنوقت در تحت اين كلمات نژاد ، سوابق ، سن و قيافه ، زندگانى تشويق جامعه و استعمال البسهء ايرانى . لباس شاه آنچه بد است در حق شاه ما و آنچه خوب است دربارهء امير افغان نوشته . هركدام هم در آخر مقاله مىنويسند ما به مقام سلطنت توهين نمىكنيم . اين كلماتى است كه اعمال اين جوان بوالهوس شهوتپرست كه اى ملت جاهل بىحسن او را شاه خود مىدانى ايجاب مىكند .
براى انبار كردن گندم مىنويسد : كافى است كه تاريخ نام او را با نفرين و لعنت در رديف اشعث طماع و جنايتكاران حريص عالم ثبت كند . ديهيم داريوش و كيخسرو لايق فرق سلطان احمد شاه نيست . بايستى از سر او برداشت و دفتر ننگ و افتضاح ايرانى را درهم پيچيد .
آن يكى مىنويسد بايد اين آدم را سرنگون كرد و زمام اختيار را به دست رئيس جمهور لايق كه صورت او از آفتاب تابان سوخته است داد .
من آنچه جرايد مىنويسند نمىتوانم در اين يادداشت شرح دهم ، افسوس هم مىخورم چرا تنبلى كرده كتابچه را كنار [ گذاشتهام ] و يادداشت مىكنم . فرصتى باشد و شروع به نوشتن كنم بهتر است « 1 » .
اينها را براى پر كردن گوش بازاريها و عوام مىنويسند كه محض اين عيوب بايد شاه را عزل كرد و الّا خود آنها كه مىنويسند عقايدشان غير از اين است . يعنى دربارهء شاه و اسلاف او فقط براى اجراى آن مقصود اينهمه اتهام مىزنند . اين جرايد به ولايات كه برسد آنجاها هم شروع مىكنند و بلكه تلگرافات خواهند كرد . ايران ، طهران ، طهران به دستجمعى سوسياليست جريدهنگار و آن وكلاى سرنيزهاى است .
شوخى حاجى ميرزا زكى خان
ديروز خانهء فخر الملك رفتيم . حاجى ميرزا زكى خان كار بامزهاى كرده است . در روزنامهء « ستارهء [ ايران ] » نوشته بود امروز يك ساعت از ظهر رفته ، يك ساعت بعدازظهر چهار ايروپلن ايران كه حامل حاج عز الممالك وزير فوايد و شاهزاده امان اللّه ميرزا و مستر ميچل است در ميدان مشق هبوط مىكند كه به افتتاح مجلس رسيده باشند . همه كس باور كرد و جمعى به ميدان مشق براى تماشا رفتند . چون باد برخاسته بود گفتند به
هامش
( 1 ) - اشاره به يادداشتنويسى خود بهجاى ادامه دادن دفترهاى روزنامه .