تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6680

مساهمون:

ص٦٦٨٠
بود . سفير انگليس خيلى باشكوه و مجلل آمد . سه اتومبيل دو درشكه داشت . جلو و عقب غلام ايرانى با لباس گلى ، سوار هندى با دو صاحب‌منصب انگليسى شمشير كشيده . سه از ظهر گذشته والاحضرت تشريف آورد . جلو پنجاه پليس سوار ، صدنفر سوارنظام با لباس رسمى مشكى ، سينه‌ها سبز و نوارهاى پرتقالى ، كلاهها هم پر پرتقالى داشت ( يعنى همه نظاميان تل‌هاى رنگ‌به‌رنگ زده بودند ) . بعد ده بيست نىدار با لباسهاى گلى كلاه سفيد . ميرآخور اسب مخصوص شاه . كالسكه‌چىباشى ، حاجب الدوله با جبه‌هاى ترمه . والاحضرت در كالسكهء شش اسبه ، كالسكه‌چيها قرمزپوش ، لباس والاحضرت نظامى مشكى براق دوخته تل مشكى . پشت‌سر شاهزادگان درجهء اول در كالسكه‌ها ، آخر همه وزير دربار و صاحب‌اختيار ، پشت‌سر صدسوارنظام ديگر . رئيس الوزرا چند دقيقه قبل از والاحضرت بدون سوار و جمعيتى در درشكهء سرباز و لباس نظامى از سمت خانمها آمدورفت مجلس . در افتتاح مجلس سه‌تير توپ انداختند ، بعد والاحضرت آمد . به همان ترتيب و رفت . نطق مختصرى كرده بودند . موزيك نبود ، مجلس ساكت بود . محل هرطايفه معلوم شده بود . بعد رئيس سنى حاجى ميرزا يحيى دولت‌آبادى معلوم [ شد ] و رياست موقتى را به مؤتمن الملك ، نايب رئيس تدين و سهام السلطان . كميسيونها معين كه از فردا اعتبارنامه‌ها ملاحظه شود . هفتاد و هشت‌نفر وكيل حاضر ، جلسهء علنى سوم حوت .

انتقاد از شاهان قاجار

امّا جرايد ، يكى بعد ديگرى شروع به تكذيب شاه و سلسلهء قاجاريه از صدر الى ذيل . عكسى از شاه در يكى از جرايد ارپ بوده با كلاه‌فرنگى . آن را كپيه [ كرده ] و دست‌آويزى قرار داده چه‌ها مىنويسند . اين سر زيبندهء تاج كيان نيست ، همان لايق كلاه مندرس فرنگى است . لايق سلطنت نيستى ، تو براى رقاصهء پاريس خوبى . آقا محمد شاه تفليس را قتل عام كرد ، قفقاز را از دست داد . فتحعلى شاه سرسره‌بازى كرد از روسيه شكست خورد ، هفت شهر را داد . محمد شاه با عرفان مملكت‌دارى مىكرد . ناصر الدين شاه سفاكى كرد ، آزاديخواهان را خفه كرد . مظفر الدين شاه قابل سلطنت نبود . محمد على شاه خائن بود . تو نالايق همان خوب است گندم و سيب‌زمينى انبار كنى و خروارى صد تومان بفروشى .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6680 | قهرمان ميرزا عين السلطنه