تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6678

مساهمون:

ص٦٦٧٨
كميسر خارجه در مجلس شورا عنوان آن را مىنمايد همه شادى نموده كف زدند . « شفق [ سرخ ] » ورمى كرده مىنويسد پيش‌بينى ما صحت پيدا كرد و انتقاد مىكند ساير جرايد را كه از روى عدم‌اطلاع حدسها زدند . اما « شفق [ سرخ ] » غلو مىكند مىنويسد آن را به رسميت شناخت . فرانسه به موجب التيماتوم قشون خود را از روهر برد . مستعمرات آزاد شد . هندوستان پابه‌دايرهء زندگانى سياسى و اقتصادى نهاد و طولى نخواهد كشيد كه در رديف دول اروپا واقع مىشود . كه از همهء اينها همان رسميت روس در تلگراف بود . تتمه را هاتف غيبى به ايشان گفته است . كار انگليس به جائى رسيده كه پيش‌بينى پلتيك آن را ستارهء ايران و شفق سرخ مىكنند . افخم الدوله پنج شش روز است آنفلوانزا نموده و افتاده است . هميشه در انگليس حزب تورى ، ويگ يا « ليبرال » و « كانسراتيو » بود . آنچه ياد من هست سالزبرى و گلادستون دو رئيس الوزراى اين دو حزب بودند . امروز به اسم « ليبور » پارتى آن و يك ناميده شده و يك مطلب جديد خارق‌عادتى نيست كه جرايد ما آنقدر آب‌وتاب مىدهند . علىاىحال نظريهء ملت انگليس در اين تغيير دارد كه يكى از آن شناختن روس است با آن شرايط . ديگرى موافقت با آلمان براى ضعيف نمودن فرانسه كه خيلى قوى شده . شناختن روس براى ايران يك خطرى هم در پرده دارد . مبادا معاهده‌اى مثل 1907 بسته شود ، اما يك فايده هم دارد كه راه تجارت ما باز مىشود زيرا انگليس البته اول شرطش برهم خوردن انحصار تجارت است .

روز جلوس احمد شاه

شنبه 3 رجب - جلوس شاه 1337 ، تعطيل عيد . يك‌جا جمهورى يك‌جا عيد . آن‌روز تماشائى را نوشته‌ام چه قسم شاه را دوست داشتند و امروز دشمن . عضد الملك ، سپهسالار ، يفرم . كالسكهء شاه با دوش كشيده شد . وحشت شاه از مجاهدين ، انداختن خود را در دالان اندرون به بغل معتمد الحرم حكايتى بود . خانهء نير الدوله مرحوم به عقدكنان امير الدوله پسر مرحوم امير الدوله برادرزن شعاع الدين ميرزا ، دعوت عروسى .

سردار سپه وكيل اول

مشهور است وليعهد به توسط عدل الملك به رئيس الوزرا پيغام داده مسبوقم چه اقدامات و تحريكات مىكنى . اگر اجازه داشتم به شما مىفهمانم . رئيس الوزرا خدمت والاحضرت مىرود . نيم ساعت خلوت مىكنند بيرون مىآيد . گفتند پس از اين خلوت