تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6645

مساهمون:

ص٦٦٤٥

اسد اللّه خان كردستانى - قدرت انگليسها

اسد اللّه خان كردستانى غله را خريد منافع را تقسيم كردند . بعد طهران مديركل شد ، بعد شيراز ، حاليه وكيل . امير نصرت سر تكان مىداد . گفت يك روز به من حكم كرد تمام غلهء خالصه كه اجاره كردستانى است ضبط . سه روز بعد نزد قونسل تعريف از من ، بعد حكم كرد به تصرف ديلمقانى بدهيد . امتناع من سيصد تومان اسكناس در زير ميز تحويل داده شد . ظاهرا عز الممالك اوقاتش تلخ شد . حالا معلوم مىشود باطنا باهم بودند . انگليسها اين‌طور مواظب ما [ هستند ] و احاطه به ما دارند كه براى هرآدم يك يا چند نفر جاسوس دارند . چطور خلاصى ممكن است . نصرت الدوله يا شاه چند نفر جاسوس داشته باشند .

تغيير كلاه نظامى

جمعه 12 ذيحجه ، 4 اسد - هوا به شدت گرم . سال قبل به اين گرمى نبود . در رشت طيور هلاك شده‌اند . شاه عيد شهر آمد . از فرط دلتنگى نرفتم . كلاه نظامى را امروز تغيير داده آفتاب‌گردان‌دار و طرز بدى شبيه كلاه اطريشين‌ها .

مساجد

آقايان در مساجد سه جا : جامع ، سيد عزيز اللّه ، مروى جمع . انگليس ، روس بىطرف . سه شب هم در مسجد شاه ختم گرفته قرآن سرگرفتند براى نصرت اسلام و نفرين انگليس . عهد شاه سلطان حسين . پسره داد مىزد حركت آقايان به سمت طهران . جمعهء گذشته دو آيرپلن انگليس آمد . يكشنبه ساعت هفت صبح سرپرسى لرن سفير انگليس را بغداد برد براى مذاكره با كميسر عالى آنجا .

عثمانى رفيق انگليس

عهدنامهء عثمانى امضاء و لوزان برهم خورد . اما طرز حكومت عثمانى هنوز معلوم نيست . روسها براى امضاء سفير نفرستادند . گفتند مثل آن يكى كشته مىشود . ما بعد خودمان در اسلامبول امضاء مىكنيم . بين روسها و عثمانيها سخت برهم خورده . عثمانى رفيق انگليس شد . معاهدهء تجارتى ما هم باز امضاء نشد . براى مكاره هم كسى نرفت .