فوت نصرت الملك
جمعه 28 ذيقعده - صبح تلفن زدند نصرت الملك فوت شده . افخم الدوله و آقا شمران بودند . رفتم حاج يمين الملك بود . جنازه را حضرت عبد العظيم تا دروازده مشايعت ، تا غروب آنجا ، ترتيب ختم اندرون از فردا تا پسفردا . عصر يكشنبه تا دوشنبه ختم در مسجد قندى . صرع داشت پانزده سال است . اينك اسهال علاوه شد خلاص شد ، آسوده گرديد . خدابيامرز از اول عمر دماغش معيوب بود . زنش هما خانم ، دخترش اختر معركه كردند . دختر دايهء زينت السلطنه چه فريادها زد . فحش دادم .
دودستگى علماء
علما در مسجد دو دسته شدهاند . تلگرافات ولايات ، مسلمين دنيا ، پلتيك پوسيدهء انگليس ، مسلمين دنيا همه تابع آنها شدهاند . تلگراف به سفارتخانهها بلانتيجه ، زيرا نمىتوانند دولتى در پلتيك دولت ديگر دخالت كند . وانگهى آنها هم همين كارها را در مستعمرات خود دارند . اينها از عدمفهم و اطلاع ايرانى است .
استعفاى ظهير الدوله
چهارشنبه 3 ذيحجه ، 26 سرطان - بىنهايت گرم است . بچهها بىطاقت شدند . من هم كج كرده آنها را باغ شاهزاده نمىفرستم . امير نصرت تلفن دروغى زد ( ديروز ) . رفتم خانهء فخر الملك نبود . سر خودش خراب شدم . آنوقت گفت عصر يوسفيه . كافهء آريان ، باغ ناصر السلطنه . ظهير الدوله از حكومت طهران استعفا داد . انجمن نظار حاضر نمىشوند .
چند نفرش استعفا دادند . همهجا امر انتخابات سكته وارد شده . در كرمان چهارنفر عضو انجمن را شب سرقت كرده در اتومبيل انداخته بردهاند .
وكالت عز الممالك
حاج عز الممالك وكيل دزفول شد . ميليسپو احضار كرد . علاء الدين ميرزا گفت در مجلسى صحبت داشتم كه بدون پول ، بدون آنكه در آن محل باشد وكيل شد . شخصى گفت انگليسها به خزعل گفتند انتخاب كرد . من گفتم خير . دست مرا فشرد و بيرون آمديم . گفت ناظر عمل او بودم و هرقدمى كه عز الممالك برداشته بود كه در همسايگى قوم خويشى هيچكدام نمىدانيم . او مىدانست . گفت پس از مهاجرت به توسط صارم الدوله رفت سفارت انگليس توبه كرد پيشكار كرمان شد .