خريد عمارت بهارستان
عمارات اندرون بهارستان كه مال عزيز السلطان بود سىهزار تومان خريدارى با بيست هزار تومان خرج ضميمهء مجلس شده و خيلى عالى شده بود .
سهشنبه 23 - دكاكين تا سه روز بسته است . مردهباد انگليس است بىربط و بىنتيجه .
وزارت جنگ رفتم . مشاور اعظم گفت كاغذ شما را به من وزير داده اما چيزى نگفته . پس فردا آدم روانه [ كنيد ] جواب بدهم . هوا به شدت گرم است . شمران هم گرم بود . من فردا با عميد الدوله ، شعاع الدين ميرزا شمران مىروم .
شنبه 27 ذيحجه ، 19 اسد - چهارشنبه 23 صبح با عميد الدوله درشكه نشسته شمران رفتيم . او دربند من تجريش . زينب و بچهها خوب بودند . رنگشان باز شده بود . پنجشنبه خانهء عز الممالك ناهار ، روشنك مثل ماه . عصر قلهك . شب افخم و شعاع الدين ميرزا آمدند بيرون بوديم . شعاع از درشكه در قلهك پرت شد به خير گذشت . اسبها بد هستند .
جمعه باغ بوديم عصر قلهك . فوق العاده جمعيت بود . شعاع ولنجك رفت . علاقهاى دارد . خيلى آنجا رفتهايم . عيشها ، راحتيها . جوان بوديم و عياش . شنبه باغ كاشف السلطنه ناهار ، عصر شهر .
تمارض و قهر سردار سپه
يكشنبه 28 - عصر دعوت در بادگير . وليعهد نطق مختصر . جواب مشير الدوله كه وليعهد هم نشنيد . آنقدر آرام گفت ، به كلى بر خلاف انتظار . نصير الدولهء پيشكار مرا مىبرد . بودجهها بقدرى كم است كه نمىتواند ، اردبيل يكصد و پنجاه تومان مىرود . از آنجا مىخواهد به شرط آنكه بودجهها اضافه شود . سردار سپه تمارض كرده قهر كرده مايل نيست وليعهد برود . با عدمرضايت او ثمر هم ندارد . شاه اصرار دارد از بسكه وليعهد هرزگى مىكند ، عرق مىخورد ، چرس و بنگ استعمال مىكند ، خانم مىآورد .
اظهار تنفر از انگليس
علما وارد همدان شدند ، پذيرائى كامل ، سيصد گوسفند قربانى ، مهمانيها . اطرافيان خوب سورچرانى مىكنند . مردم طهران يك روز به سفارتخانههاى مقفل ، بىآدم شهر رفته . اظهار تنفر از انگليس . از دم سفارت انگليس صورتها را برگرداندند . در حقيقت پدر انگليس درآمد . . . « 1 »
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .