نان هم كم است . پول نيست . كاسبى نيست . احتمال انقلاب مىرود . روسها هم حاضرند . اگرچه در جواب يادداشت انگليس سفير افغان را خواست و اطمينان داد سفير در ايران تبليغات را ترك خواهد كرد . هوا به شدت گرم است .
تلگراف اصفهانى و نائينى
عصر تلگراف از قصر ، آقا سيد ابو الحسن ، آقا ميرزا حسين نائينى با بيستنفر علماى ديگر تا كربلاى معلى مختار از آنجا علماى كربلا مجبورا از طريق غيرمتعارف ، تا قصر عموم علماى عرب مشايعت و متألم . آقاى خالصى با پسرها بهطرف حجاز تبعيد ، آقاى فيروزآبادى را هم حكم به اخراج شده از عقب حركت مىكند . تلگراف دولت در تجليل و پذيرائى به كرمانشاه .
پيغام رئيس الوزرا كه اجماع خوش نيست ببينيم چه مىشود . اينها بىجهت به سياست دخالت مىكنند ، اجنبى هم هستند . آنها را چه كار به كاردولت . خالصى پيغام به امير فيصل داده تو را تكفير مىكنم .
قنات يوسفيه
شنبه 22 ذيقعده ، 15 سرطان - اگرچه در شعبهء دوم استنطاق مذاكرهء قنات يوسفيه است اما عايق غريبى جلو آمد . قنات شهاب الملك وقف چالهميدان مدتى خراب ، حاليه براى آنكه مجراى كهنه كه ميان يوسفيه مىآيد پيدا شده كه از هرراهى بخواهند [ آب ] يوسفيه را ببرند تلاقى مىكند و غيرممكن است . چاه را پر كردند ، نزاع كردند .
معين الاسلام را بدگفتند . آب از خانهء حاجى زكى خان و سيف الملك كه با ما خلاف [ دارد ] و با آنها صلح كرد برگشت و از يوسفيه گذشت . پهلوان محمد صادق بلورفروش ، سايرين ، اذان ، دست زدن چهوچه .
فخر الملك و سردار سپه
با حضرت و الا پس از آندستخط كه يك شاهى علاوه نمىدهم باز مناسبات تيره شد . براى كار ساعد الدوله صبح جمعه سواره شمران رفتم . اسب تازه خوب است . خانهء فخر الملك دزآشوب . روز سهشنبه سردار [ سپه ] صاحبقرانيه ، فخر الملك استقبال .
بعد از سلام و دادن دست نظر به قراول ، اين قرطىگويها چيست ، اين چهجور سلامدادن است . صاحبمنصب كشيك رنگوروى پريده ، تيپ دستور داده تيپ گهخورده . فرار فخر الملك .