تجمع جلوى مجلس عليه دولت
دوشنبه 27 رمضان ، 23 ثور - ديشب من و افخم الملك خانهء شيخ عبد المجيد « 1 » وكيل عدليه خودمان بوديم و مشغول حرف مفت . او اصرار كرد صبح برويد تعرفه بگيريد و براى فلانوفلان رأى بدهيد . من گفتم هيچ تعرفه نگرفته و رأى ندادهام جز مجلس اول و دوم ، حالا هم نمىروم . افخم الملك قبول كرد برود و بگيرد . در اين بين صداى هياهوى زيادى آمد . گفتند دم مجلس است . من و افخم الملك برخاستيم رفتيم . جمعيتى جمع شده بود و پليس پراكنده كرد . گويا مخالفين كابينه بعضى حرفها زده بودند . اين جمع به حمايت كابينه و بروز احساسات جلوى مجلس آمده بودند . تا ساعت يك از نصف شب گذشته من با افخم الملك راه رفتيم صحبت كرديم . او منزل رفت بخوابد چون به علت مزاج روزه نيست . من هم خانه آمدم .
سكتهء افخم الملك
امروز بعدازظهر بيدار بودم زينب آمد به اطاق من گفت از بلديه تلفن نمودهاند شما برويد آنجا . من گفتم بلديه هيچوقت با من كار ندارد . چه واقع شده . چيزى نگذشت ديگرى آمد ، شما را بلديه افخم الملك خواسته . من لاعلاج برخاسته لباس پوشيده حركت كردم . چند قدم از جلوخان منزل دور شده بودم درشكه رسيد و ايستاد . يك مرتبه عبد العلى خان پسر افخم الملك نعره كشيد دائى جان پدرم در بلديه سكته كرد ، زود خودتان را برسانيد . اين خبر نزديك بود مرا هم مبتلاى سكته كند . پريدم توى درشكه و گفتم به عجله برو . در ميدان توپخانه نظم الدوله را ديدم . گفتم درشكهچى بايست . او ايستاد و نه ايستاد . من پائين آمدم كه يكمرتبه نقش زمين شدم . نظم الدوله مرا بلند كرد گفت چه شده . گفتم برويم بلديه افخم الملك سكته كرده و سهنفرى رفتيم .
نوكرها هم از عقب با درشكه آمدند . جلوى ايوان بلديه رسيديم مرا هدايت به اطاقى كردند . ديدم ميرزا حسين خان كه مرا ديد مثل انار تركيد . بناى ضجه و گريه را گذاشت .
من قدرى او را تسلى داده فورا ملتفت شدم كه نعش آن بيچاره در كنار اطاق [ است ] .
سينهاش را عريان كرده ، دستمالى روى صورتش انداختند . من تا اين حال را ديدم اول ميرزا حسين خان را از برابر نعش پدرش خواهىنخواهى بيرون بردم و سپردم به نظم الدوله . بعد آمدم توى اطاق و از مصدق السلطنه كه حقيقتا خيلى همراهى كرده بود
هامش
( 1 ) - شيخ عبد المجيد بعدها نام خانوادگى مينوچهر انتخاب كرد . فرزندش دكتر حسن مينوچهر ابتدا عضو وزارت ماليه و بعد استاد دانشكدهء ادبيات دانشگاه تهران بود . ( ا . افشار )