عدم ارتباط آن گرديده . دو بالاخانه و يك راهرو خوبى دارد كه از سمت جنوب به باغ اندرون و از سمت شمال به باغ بيرون و باغات رعيتى انگور و پسته معروف به خركآباد و صحرا و كوههاى بارجين و غيره نگاه مىكند . اين كوهها چندان مرتفع و سبز و معمور نيست . فاصلهء بين رودبار و صحراى شهر است . هرگاه كسى از پنجرهء اين اطاق به سمت شمالشرقى نگاه كند كوههاى الموت و قلهء باعظمت البرز سفيد از برف ابدى نمايان است كه يك عمرى من آنجا بيهوده صرف كردم كه نه به كار دنيايم خورد نه آخرت . با اين حال من هريكى دو روز يكمرتبه به آنجا نظاره كرده ياد آن ايام را مىكنم كه همين ملكه كه اينك ماشاءاللّه بزرگ و خانمى شده و خانه شوى و در اين اطاقها مسكن و منزل دارد آنوقت طفل بود و از كوهها و گدوكها دوشش گرفته و زوارك آوردند .
عصر مسجد رفتم . شيخ حسين به اين ترتيب پيش برود حجة الاسلام جديدى مىشود . يك دقيقه از موقع دير بيايد جماعت كثيرى رفته با سلام و صلوات او را مىآورند . من امروز گفتم آقا را وكيل كنيد و همه اين حرف مرا استقبال كردند . ضمنا از اين قضيهء علما و صاحبان منبر خشنود نيستند .
شاهزاده عدل الممالك جزو نظار است . حقيقتا وجود محترم عزيزى است . كمال دوستى و رفاقت را با من دارد . عبد الصمد ميرزا « 1 » پسر بزرگش بسيار پسر محجوب مهجورى « 2 » بود . روسى مىدانست نزد آتاشهء سفارت بولشويكى مترجم شد . حالا يك بولشويك بىبدلى بيرون آمده كه براى خود عدل الممالك خطرش بيشتر از هركس است . من يك روز او را در خيابان با واعظ و چندنفر از همان مفسدههاى بولشويكها ديدم ، مثل ديوانهها مصروعها حركت مىكرد .
دكتر ابراهيم ملاقات شد ، گفتم مبارك باشد . گفت نفس حق است مرشد . گفتم به خدا من خيلى مايلم شما وكيل شويد زيرا هم جنبهء دمكراسى دارى هم بورژوازى . از آن سمت خيابان وكيل التجار گيلانى را صدا زده ( خود وكيل داعيهء وكالت دارد ) آقاى وكيل التجار ، آقاى وكيل التجار . حضرت اقدس و الا حسنظنى به من اظهار مىفرمايند . او گفت بله ، بله دكتر . مىفرمايند تو هم جنبهء دمكراسى دارى هم بورژوازى ، هم جنبه طلبگى دارى هم جنبه اروپائى . هم عربى مىدانى هم فرانسه ، هم طب مىدانى هم علوم غريبه ، هم جنبهء ديانت دارى هم جنبهء امانت . چهل پنجاه تا از اينها شمرد درحالىكه من همان دو كلمه را گفته بودم .
هامش
( 1 ) - عبد الصمد كامبخش از رهبران حزب توده . ( م . سالور )
( 2 ) - مهجور گوشهگير .