مردم طهران و اطراف در تابستان مىروند ، منتهى در آنجا اين هرزگيها و الواطيها نيست .
شكايت قنسول
قونسل ما يكى از شكاياتش آمدن فواحش و زنهاى ايرانى بود به بغداد كه دستهدسته به عنوان زيارت مىآيند و داخل فاحشهخانهها مىشوند ، يا آنها را فريب داده مىبرند .
چنانچه امروز متجاوز از دويست زن ايرانى در محلهء فواحش بغداد موسوم به « كلهچى » موجود است و هرقدر من به دولت شكايت مىكنم جلوگيرى از اخراج اينها بنمايد فايده نمىكند . در اينجا هم رسما آنها را مىپذيرند و من حق ندارم ممانعت كنم . حتى با من رسما ادارهء پليس در اين باب مكاتبه مىكند . چند روز قبل دختره را اينجا فرستاده و به من نوشته بود چون سن اين دختر به هيجده نرسيده قانونا نبايد در فاحشهخانه باشد ، نزد شما فرستادم به ايران مراجعتش بدهيد . مرگ براى من گواراتر است تا پليس بغداد اين قسم با من مكاتبه نمايد . اينها تمام نتايج الغاء كاپيتولاسيون است كه دولت تصوّر كرد الغاى آن تمام كارها را مرتب مىكند و ايران از قيد ساير كاپيتولاسيونها مستخلص مىشود و حال آنكه اين قسم نيست و اينجا براى انگليسها نتايج خوب داشت و زود بدان عمل كردند .
دولت انگليس در عراق همان قوانين عثمانى را عمل مىكند . چون عثمانيها ماليات گزاف مىگرفتند و قوانين آن هم تقريبا استبدادى بود لهذا صرفهء خود را در بقاى آن مىبينند و هيچ تغييرى نداده است .
شهر بغداد
شهر بغداد بسيارآباد و معمور شده است . چنانچه مىگويند اگر صد سال ديگر دست اتراك بود به اين قسم آباد نمىشد . چراغبرق ، لولههاى آب همه خانهها هست .
مردم را از شر و كثافت سقاها و آن خيكها و حبها نجات دادهاند . اما تلفن عمومى هيچ نيست . فقط در ادارات و اردو و خانههاى انگليسها داير است . از همهچيز سينما در اين شهر زيادتر است ، خيلىعالى ، خيلىخوب . چنانچه در معبر هريك صد و دويست چراغبرق روشن است . قهوهخانه [ در ] بغداد بىحساب دارد . مملو از جمعيت و تنبلهاى بغداد يا قهوه مىخورند يا چاى . از هر دوى آنها كه فراغت حاصل نمودند نىپيچ است با تخته يا دومينو و ورق . مسكرات علنا مىفروشند ، منتهى ورقهء جوازى جلوى دكان نصب است كه آقا اجازهء فروش دارد . ترياك بسياركمتر از ايران است . فروش آن هم به اجازه است . از وضع ادارات اينجا اگر از صدنفر جويا شوى دو نفر آنها اگر اظهار اطلاع جزئى