نموده بودند . مشار اليه از ما پذيرائى كرد شام داد . نظامى براى كشيك ما فرستاد .
از اول خاك همدان در منازل امنيه هست . بعضى جاها هم چند نفر نظامى گذاشتهاند .
در پل ذهاب هم على اكبر خان ياور رئيس قواى سرحدى با يك عده نظامى و توپ موجود است . اما نظامى كشيك ما مىگفت پنج ماه است مواجب نرسيده ، هفت ماه جيره . در كرمانشاه هم مىگفتند على اكبر خان خيلى كارها مىكند و نزديك است ايلات ما با او هم معاملهء حسين رئوف را بنمايند . منجمله از كارهاى بد او اين است كه سوزمانيهاى . . .
راه بد
يكشنبه سلخ رجب - صبح باران مىآمد بعد ساكت شد . سه به ظهر سوار شديم اينجاها جنگل دارد . راه سرازير و توى دره است . مىگفتند محل مخوفى است و سابقا از كرند تا اينجا خيلى آدمكشى و سرقت مىشد . چندى است به واسطهء امنيه و نظام امنيت حاصل نموده . راه از كرمانشاه تا اينجا بسياربسياربد است . همهجا اتومبيل به سختى مىرفت . ابدا تعمير نمىكنند و اين راه به اين خوبى به كلى خراب و ويران خواهد شد طورى كه الاغ هم نرود .
شتر : راهآهن ايران
عبد اللّه خان شوفر ما خيلى مزه دارد شوخ است . تازه هم در طهران دختر ناظر مصدق السلطنه را عروسى كرده است . چند دسته شتر مىآمد گفت اينها راهآهن ايران است . من گفتم شما هم از دولت سر انگليس صاحب راهآهن شديد و ما مايل نشديم زير بار منت انگليس برويم . گفت بله اگر انگليس نبود حالا شما هم مىبايست با الاغ كربلا برويد . روزى كه رفتيم طاق بستان در راه مىگفت من گل خوردم ( گول ) . احوالش امروز خوب نبود . مىگفت حل ( حال ) ندارم . از بگداد و كانگين ( بغداد - خانقين ) تعريف مىكند . هروقت ما ايرادى وارد مىكنيم مىگويد برويد هندوستان تا ببينيد چه خبر است .
تعجب اينجاست كه يكمرتبه باد چرخ اتومبيل در نرفت و فقط يكمرتبه لاستيك تو را عوض كرد ، آن هم بيرون شهر قزوين كه يك ميخ بدان فرورفته بود . نادر است اين قسم شوفرها در مسافرت نصيب مسافر شود .