تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6536

مساهمون:

ص٦٥٣٦
مىشد . ما هم چند بليطى داديم كه به همه جهت يكصد تومان قيمت آن نبود ، اينها موضوعى ندارد ، ساختگى است ، همه مىدانيد . وكلا اينك اختيار دارند كه اعتماد به دولت داشته باشند يا نداشته باشند و از مجلس رفت و رأى اعتماد به دولت دادند . از بس‌كه موضوع استيضاح ناقابل بود جرايد مخالف و موافق شرح و بسط ندادند . نمىدانم مذاكرهء آرد چه بود كه معروف به « استيضاح آرد » شده است و مايهء استهزاء و تمسخر .

ديدار از شاه

دوشنبه 28 ربيع الثانى 1341 ، 26 قوس 1301 - ديروز از وزارت دربار دعوت به باغ شاه براى تشريف‌فرمائى اعليحضرت شديم . شعاع الدين ميرزا براى آن‌كه خانه‌اش خيابان اميريه و نزديك باغ شاه است تفقد فرموده به آش حليم ناهار دعوت فرمودند . خط عبور شاه به خيابان سپه ، ميدان توپخانه ، خيابان ناصريه از درب شمس العماره به باغ گلستان . همه‌جا ، همه‌جا طاقهاى نصرت و تزئينات زياد ، تمام دكاكين و عمارات عرض راه به اعلىدرجه زينت شده بود كه حقيقتا ديدنى و تماشائى بود . گمان مىكنم آنچه قالى در شهر طهران بود امروز به كار برده بودند . بعضى سردرها ، بعضى طاق نصرتها بود كه از تماشاى آن انسان سير نمىشد . يك ساعت بعدازظهر به اتفاق شعاع الدين ميرزا ، حاجى افخم الدوله به باغ شاه رفتيم . پليس دم دروازه درحالىكه ازدحام زن‌ومرد بيرون مىرفت از ما بليط خواست . من چند دقيقه با او مشاجره كردم كه اين‌همه مردم مىروند بليط خواستن تو از ما به چه مناسبت است . گفت چون مىدانم مدعو هستيد . گفتم اگر مىدانى پس آن حرف چه بود . بالاخره پس از رد شدن بليط را ارائه دادم . عجب است دم درب باغ از ما بليط نخواستند . باغ و عمارت و سردر همه مزين و آئين بسته بود . رئيس الوزرا در چادر دم در ، سفرا چادر ديگر ، اعيان و اشراف ساير طبقات هركدام جائى . مسافتى به باغ مانده توپخانه و سوارهء نظام صف كشيده بود . از باغ تا سر درب شمس العماره پياده‌نظام همه با اسلحهء براق ، لباسهاى خوب ، تميز ، پاك ، آراسته كه هيچ وقت همچو قشونى ما به عمرمان نديده بوديم . مستشارها همه كلاه ايرانى سرشان گذاشته بودند ، جبهء ترمه پوشيده بودند . عميد الدوله ، ظفر السلطنه و خيليها بودند . پس از آن‌كه نشستيم چاى ، آب‌خنك صرف شد .