التجارهء عمده به مكاره وارد نمودند ، حالا تماشا كنيد چه به سر آنها درآوردند . تمام مال را گرفتند آهن كهنه ، ظروف شكسته دادند و تا دينار آخر پول تجار را هم گرفتند كه اخراج پول قدغن است . اين آهنها را كه به قيمت گزاف داده بودند همانجا تجار گذاشته جان خود را برداشته فرارفرار .
مستشارها و مسئلهء ترجمه
مستشارها هيچ فرانسه نمىدانند و يك مخارج عمده فوق العادهء مترجم است . علائى مىدانست ايرانيها همه فرانسه مىدانند انگليسى به آن اندازه رواج ندارد . بااينحال چهارده مستشار فرستاده گويا دوتاى آنها جزئى فرانسه مىدانند و خود ميليسپو كلمهاى نمىداند .
ايران و مبتلاى دو طرف
روس از اين كابينه راضى نيست و چنين شهرت دادهاند تا تغيير نكند ما افتتاح مذاكرات را نمىكنيم . البته كابينهاى كه به كلى طرفدار او باشد همسايهء ديگر ما قبول نخواهد كرد . پس اين قافله تا به حشر لنگ است . ايران هميشه مبتلاى اين دو دولت بوده .
يك نصف دولتى هم عثمانى بود كه حالا ازبين رفته اختيار از خود ندارد . اين رجزخوانى جرايد يا مردم حرف پوچ و مفت است .
معين السادات قيّم مدير السلطنه
آقاى معين الساداتى هست از وكلاى مبرز جفت هم انداز عدليه . از فوت نظام الملك مرحوم الى حال قيم مدير السلطنه پسر بزرگ او نظام الملك حاليه شده . آنچه مدير السلطنه بدهكار داشت و مال همه را به عهدهء خود گرفت و قرارداد مخارج مدير السلطنه يا نظام الملك حاليه را هم بدهد . موقوفات را هم به دست گرفت . تمام طلبكارها را محروم كرد به وسيلهء يك مفلسنامهء جعلى يا راستى . از قنات نظاميه كه چهارشبانهروز روزش وقف محلهء عربهاست به اسم تنقيه مبلغها در سال از مردم بدبخت گرفت . سال گذشته افخم الدوله براى آنكه بيست و چهار ساعت از سه شبانه روز ملكى آن قنات مالك و حق الشرب باغ يوسفيه است امر تنقيه را به عهدهء خودش گرفت . پول كمى گرفت و آب خوبى داد . منافع معين السادات و شركاء به معرض خطر افتاد ، اين ايام رفتند آب را از باغ يوسفيه به ناحق برگرداندند . افخم رفت با سيف الملك مجراى جديد را كور كردند . روز ديگر جمعى از اراذل و اوباش محل را معين فرستاد