خانهء شعاع الدين ميرزا
چهارشنبه 21 - خانهء شعاع الدين ميرزا دعوت داشتيم . بهجاى آن غذاهاى مفصل بره و بوقلمون فقط آبگوشت مأكولى بود و آن را هم شعاع زايد مىدانست . . . « 1 » مدتها بود شريكه اين زمين [ را ] كه واقع در خيابان اميريه و مقابل درب اميريه است از عمويش فرمانفرما خريده بود . سه سال است يواشيواش بنائى نموده . فعلا داراى چند اطاق است كه مسكن كرده . چند اطاق هم ناتمام [ است ] كه اگر پول برسد بعد بسازد و تمام كند . جاى باصفائى و خوشهوائى است .
راه مردهاوزنها
عصرها هم اين خيابان محل تفرج خانمهاست . طورى جمعيت مىشود كه آژان مواظب است زنومرد داخل نشوند . از يك سمت زن و سمت ديگر مردها بروند و اين مسئله خيلى اسباب تنفر فكليهاى ما را فراهم نموده است . لعنت و نفرين به آن كسى مىفرستند كه اين بدعت را گذاشت .
شكست و فرار سميتقو
قشون ما به سركردگى امان اللّه ميرزا جوان رشيد در آذربايجان فتوحات شايان نمود .
چهريق فتح شد . خانه و قلعهء سمتقو با خاك يكسان شد . سمتقو فرار كرد . اسلحه و ذخاير زياد نصيب اردو شد .
كشتن قزاقها در بختيارى
اما عدهء قزاقى كه از اصفهان و خطوط بختيارى به سمت عربستان ما مىرفت در چغاخل « 2 » مركز حكومت بختيارى محاصره [ شدند ] و از يكصد و هفتنفر هشتاد فرارى و زخمى تتمه مقتول گرديد . اين مسئله پنهان بود امروز روزنامهء قشونى افشا كرد و بهموجب تلگرافاتى كه درج مىكند بختياريها اطمينان داده بودند كه به سلامت قزاق را رد كنند و بعد حمله آورده و همه را مقتول نمودند . مردم بسياربد گفتند و خيلى اسباب تنفر و انزجار گرديد .
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .
( 2 ) - نام آنجا چغاخورست . ( ا . ا . )