حضرت اقدس و الا بفرمايند من چونوچرا ندارم . ضمن العقد شرط شرعى است كه محل يكنفر مسافر در اتومبيل خود تا بغداد به اجازهء من باشد . روشنك سنى ندارد به واسطهء آنكه در قزوين و الموت بود تحصيلاتش تمام نيست ، اقلا بايد يكسال فرجه بدهند .
وضع قزوين
قزوين خيلى بىسروصدا شده ، هيچ قزوين سابق نيست . مردم افسرده دو ثلث بيكار ، فقيروگدا توى كوچهوخيابان الى ماشاءاللّه ، همه شاگردها را جواب كرده ، نويسندهها را بيرون . هيچكس هم به فكر مردم نيست .
جمعه ، هفتم ، 15 ثور - باد و سرما ساكت شد . باغات را كمى صدمه زد كه روىهمرفته نصف انگور به دست خواهد آمد . اما باران هيچ نيامده و محصول ديم به كلى خراب شده يا مىشود . امروز آفتاب خوبى است و لكهاى ابر در هوا ديده نمىشود . قاطرفروش نرفته . در يك شهرى مثل قزوين سيصد تومان پول نيست . اوضاع بىپولى يك مصيبت بزرگى شده است .
اخبار خارجه
از كنفرانس ژن جرايد ما اكتفا به همان تلگرافات رويتر و بىسيم مسكو مىكنند . به واسطهء معاهدهء آلمان و روس كه در همان ژن به امضاء طرفين رسيده قيل و قال زيادى درگرفت . مخلّص آن اين است كه انگليسها چندان طرفدارى از فرانسه نكردند و همين قدر گفته شد كه آلمان در كميته راجع به قضاياى روسيه حاضر نشود . آلمانها منافع خود را در عدمحضور ديدند تا الغاى قرارداد و قبول كردند . پوانكاره نطق مفصلى در پاريس نمود كه مقررات معاهدهء روس و آلمان مخالف و منافى قرارداد ورسايل است و بايد حتما ملغى شود . پس از گفتگوهاى زياد بين متفقين و دولت بىطرف و صغار بالاخره يادداشتى به آلمانها دادند كه اصلا معاهده شما كه در ژن بدون اطلاع كسى امضاء شده مخالف با مقررات كنفرانس است و شما تزوير نمودهايد بايد ملغى شود . ليكن همچو معلوم مىشود كه راهحلى پيدا كنند و امر به خوشى بگذرد ، اگرچه فرانسهها بسيار سخت ايستادهاند حتى به اخراج وكلاى خود از ژن .