تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6420

مساهمون:

ص٦٤٢٠
مىنمايند . از رو در نمىروند ، دزدى و جنايت مىكنند و وقتى هم بزرگ مىشوند دورو و آتش‌بيار يك سفارت‌خانه شده و باهمان اخلاق و وقاحت و پرروئى به جان اين مردم بيچاره و اين ملت كه هميشه او را در دامنهء كوهها مانند يك‌نفر دزدشقى ديده و با او طرف شده است مىافتند و از راه سياست با او طرف شده ، خطر اينها بيش از هرقوهء مستقيم اجنبى مىباشد . كسى كه دورهء طفوليت خود را به مستى و خمارى و جنايت و بداخلاقى گذرانده امروز بيش از يك رژيمان قشون سرنيزه‌دار و سالدات به درد اجنبى مىخورد . چنين شخصى كه ديروز ملت از دست او ناله مىكرد و يك زارع و دهاتى و بدبخت هرجا او را مىديد با گلوله او را معدوم مىساخت امروز در طهران و جاى گرم و نرم و پول سرشار با . . . « 1 » حركت مىكند و به دستور ولىنعمت و رازق او به هركس و هرشرافتمندى كه با سياست آقاى او موافقت نكرده و ماهى يك هزار تومان پول او را رد كرده و با تحصن شوم و ننگين و خطرناك آنها را خنثى نموده است فحش مىدهند و هتاكى مىكنند و مملكت را به آنارشى و هرج‌ومرج در تحت الفاظ و اسامى مقدسه‌اى كه از اين و آن ياد گرفته دعوت مىكنند و هيچ انديشهء اين را نمىكنند كه ملت ايران زنده بماند ، يا طهران و تمام ايالات ايران هم دستخوش يغماوچپاول قفقازى و آذربايجانى ماوراء بحر خزر بشود . كسى كه در طفوليت آن‌طور زندگانى كرده در بزرگى هم همين جنايات را مىكند و اهميت نمىدهد . اينها خطر است و اين يك خطرى است كه متوجه استقلال و آسايش عموم بوده و قانون و ملت و مجلس شوراى ملى بايد از آن جلوگيرى كند . اينها هستند كه پدر ندارند . عرض و ناموس اشخاص يا يك ملتى را پايمال شهوت خود مىكنند . در رذايل اخلاقى بار آمده و بقدرى در آن غوطه‌ور هستند كه ديگر حتى جنبهء انسانيت آنها نيز به كلى مسخ در شهوت‌رانى و بيشرفى شده‌اند . اينها هستند كه از فحش نمىترسند . و كلمهء فحش را نمىفهمند ، زيرا در زندگانى خود مرتكب فحشا و بىناموسى شده‌اند . اينها هستند كه مىگويند نه خدا نه وطن ، نه عروسى نه زناشوئى مشروع . اينها هستند كه از فرط بيشرفى مىخواهند هرباشرفى را لكه‌دار نمايند و به آنها فحش مىدهند ، زيرا از فحش خوردن نمىترسند و دردشان نمىآيد . اينها هستند كه ديروز در بين دست‌وپاى حمالهاى قفقاز به وجود آمده و در آنجا نشو
هامش
( 1 ) - دو كلمهء ناخوانا .