تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6421

مساهمون:

ص٦٤٢١
نما كرده در آنجا قاچاقچى و مال مردم‌بر و دزد بوده و اينجا آمده‌اند براى اجنبى روزنامه‌نگار شده و روزنامهء يوميه كه همه مىدانند مخارجش را از كجا و از كى مىگيرند انتشار داده ، كلاه سفارت را برمىدارند و از طرف ديگر حيثيت اجتماعى ملت ايران را نزد ساير ملل از بين مىبرند . اينها مىخواهند شورش و بلوى و هرج‌ومرج درست كنند و به قول خودشان اول سفارت روس را بچاپند بعد هم به جان‌ومال و عرض و نواميس مردم افتاده چند صباحى خوش‌گذرانى نمايند . بالاخره اينها هستند كه هرروز تعرض به شرافت و حيثيت مردم نموده و آنقدر هتاكى و بىناموسى مىكنند تا شخص را مجبور به مقابله نمايند . اينها هستند اراذل و اوباش و اينها هستند كسانى كه براى يك دستمال قيصريه را آتش زده شب‌وروز آرزوى چاپيدن و به خانهء مردم ريخته و به دارائى و نواميس آنها دست‌درازى نمايند . اين است خطر اراذل‌واوباش . اينها هستند كسانى كه هميشه سبب انقراض و بدبختى و فلاكت و محو استقلال جامعه‌ها و ملل بوده‌اند . بايد اينها و اين اخلاق شوم و اين جنايت‌كاريها در جامعه محو و نابود شود تا مملكت زنده شود و مردم آسايش پيدا كنند و خارجى قوى نتواند تحميلات طاقت‌فرسا بر يك ملت‌وجامعه وارد نمايد . ايران شمارهء 1111 - 1340 ( پايان مقالهء « ايران » )

انتظار فروش قاطر

يكشنبه نهم ، 17 ثور - كاغذى از طهران نزهت الملوك نوشته بود و بچه‌ها ظهر دوشنبه سيم سلامت وارد شده بودند . دوازده ساعت هم در طهران باران آمده و باعث تسكين قلوب شده است ( در قزوين هيچ اين باران نيامد و مردم مشوش هستند ) . كار من راه نمىافتد . متحيرم چه كنم بروم طهران . ديگر حركت من غيرممكن مىشود . باز انتظار دارم بلكه قاطرها فروش برود .

روزنامهء حقيقت

در روزنامه‌ها برحسب معمول همه‌ساله اعلانى حكومتى طهران نموده بود كه هركس بر خلاف مقررات اسلامى رفتار كند سخت مجازات مىشود . در اينجا شب هفتم تياتر و رقص و سازى به عنوان اعانهء فقرا ترتيب داده بودند ، آن هم در خيابان شاهى . من يك‌دانه از آن اعلان را به پسر آقاى حاجى سيد حسين دادم . گفتم تقديم آقا كن و بگو