تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6411

مساهمون:

ص٦٤١١
مىگيرد و مىنويسد . فردا هم كه زدن و بستن شروع شد صاحب همه‌چيز مىشود . پس ناچار است براى معيشت امروز خود و تأمين فرداى خود قلم به دست گرفته به كاينات هم بد بگويد . خودش از همه مفت‌خوارتر است ، به مفت‌خوار بد مىگويد .

جشن بلشويكى در قزوين

امروز جشن روسها بود . امشب هم تياتر و لاطار و غيره مىدهند براى قحطىزدگان . اما هرجا بليت بردند يا هيچ قبول نكردند يا چيز ناقابلى دادند . گفتند يك اتومبيلى را زينت كرده چند نفر كه سرهاى خود را با پارچهء قرمز بسته بودند توى آن نشسته كلنگ ، بيل ، داس در دست گرفته متصل از توى اتومبيل دست خود را بيرون آورده به مردم نشان مىدادند و خنده‌ها مىكردند . اينها هم مردم روسيه و همه‌جا را مشغول فريب‌دادن هستند . گفتند شب مهمانى قونسل قزوين تمام مشروب ، ويسكى اعلى بوده و بقدرى در غدا و مشروب افراط شده بود كه كفايت چهار برابر مدعوين را مىكرد . چهارصد تومان فقط قيمت مشروب داده بودند . سيد رضوى از شدت استعمال ويسكى و رم و شامپانى مست شده توى اطاق قى كرده بود . امير محترم گوزيده بود . خدايار خان در نطق خود به مزاح گفته بود اگر بولشويكى اين است ما همه آرزو مىكنيم بولشويك و مهمان بولشويك شويم . وضع اين قونسل به مراتب بهتر از قونسلهاى سابق است كه من ديدم . ماهى صد و پنجاه تومان خانهء سردار مفخم را كرايه كرده كه اول خانهء قزوين است . اينها همه دروغ است . فلاح و عملهء بيچاره كروركرور از گرسنگى جان مىدهد اينها مشغول عيش [ اند ] و چهارصد تومان ويسكى به مردم مىدهند . لنين پنجاه كرور ليره در بانكهاى امريكا مىگذارد ، در قصر كرملين مسكن مىكند . يك مليان و چهارصدهزار قشون دارند . آن‌وقت هفتاد كرور مردم از قحطوغلا جان مىدهند . روزى مبلغها صرف تبليغات هند و افغان و ايران و ساير ممالك مىكنند . آن‌وقت در شهر قزوين كه خودش محتاج اعانه است اعانه جمع مىكنند . آن پولها را بدهند به آن گرسنه‌ها . حتى من در جرايد ديدم كه از پول اعانهء ممالك اروپا و امريكا خرج قحطىزدگان نشده به مصارف ديگر رسانده‌اند . بيچاره فلاح ، فلك‌زده كارگر ، اسباب كار خوبى شده است . مايهء ارتزاق بزرگى براى مردم بيكار .