تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6410

مساهمون:

ص٦٤١٠
مستبده . اگر مستبده است پس شاه اين مملكت كيست ؟ كجاست ؟ چه مىكند ؟ كجا رفته ؟ براى چه رفته ؟ چه لياقت در تمام اين مدت بروز داده ؟ چه خيالات باطلى كه ما داريم . علاقهء او را به اين ملت در روزهاى سخت مشاهده نموديم كه براى كشتن احرار و قلع ريشهء وطن‌پرستى چه اختيارات به وثوق الدوله و سايرين مىداد . در ايام قحطى كه هرروز هزارها بيچاره از زن‌ومرد و بچه‌هاى كوچك در اطراف خيابان برابر چشم ما و صدها هزار در بيابانها از گرسنگى جان دادند درهاى انبار را قفل آهنين‌زده و جنس موجود خود را به مزايده گذارده و براى آن‌كه يك قران ترقى كرده بود روزى چند مرتبه فسخ معامله مىنمود . آرى او پروردهء ناصر الملك بود و مرعوب دشمن ايران است . او ترسو است . او شجاعت و قوت‌قلب و ارادهء قوى ندارد . اگر اين مملكت مشروطه است پس مركز ثقل و نقطهء اتكاء پارلمان و هيئت وزراء خواهد بود . پارلمان امروزهء ما يعنى دورهء چهارم تقنينيه ، اين مجلسى كه مىخواهند او را به‌ما بقبولانند آيا طرف اعتماد مردم هست . آيا ملت ايران به اين مجلس اطمينان دارد ( ملت همان خود مدير روزنامه است . خيلى تجاوز بشود با ده بيست‌نفر هم عقيدهء خودش ) . در اين مجلس وكيل بىاعتبارنامه ، وكيل غاصب و مخلص همه نايب‌رئيس هم تشريف دارد ( مقصود باز نصرت الدوله است ) . در اين مجلس وكيل جانى ، وكيل قاتل ، وكيل شلتاق ، وكيل نابالغ ، وكيلى كه دزدى او ثابت شده ، وكيلى كه رشوه‌گرفتن او به ثبوت پيوسته ، وكيلى كه معروفيت محلى ندارد ، وكيلى كه براى كانديد كردن او قطع‌نامه از دربار لندن و سفارت اجنبى صادر شده است عضويت دارد . چگونه به اين مجلس اعتماد حاصل مىشود . دورهء داس‌وچكش ، عصر پتك و سندان ، روزگارى كه پيشانى پرعرق و دست پينه‌بسته ، رخسار زرد رنگ‌پريده ، آيت عزت و پرچم سعادت است ، اين زباله‌هاى اشرافيت و اين پارازيتهاى شهوت‌پرست ، اين حاشيه‌نشينهاى كم‌فكر و كوته نظر لايق اشغال مقام نمايندگى و جلب اعتماد و اطمينان ملت هستند ؟ اينهائى كه در دامان ناز و نعمت پرورش يافته‌اند اين مفت‌خوارهائى كه جز نظر عنايت حضرت اقدس و الا موهبتى ديگر نشناخته ، اشخاصى كه به ميل انگليس لذت مفت‌خوارى ، مقام وزارت با اختيارات تامه چشيده ، چه اعتمادى خواهند داشت . مردم ، اين است شاه و مشروطهء شما ، اين است مجلس و كابينه و حكومت ملى شما ، اين است مركز ثقل و نقطهء اتكاء شما . خودتان بايد فكر خودتان را بكنيد . ( پايان مقالهء روزنامه ) سپس ملت را تهييج مىكند كه لكه‌هاى عار را پاك كنيد . بزنيد ، بكشيد تا كارها درست شود كه نمىشود و بد اندر بدتر مىشود . اما آقاى ضياء الواعظين امروز پول