نوشتهء رهنما
« ايران » مىنويسد : به جريدهء مزدور اجنبى . تو كوچكتر و ننگينتر از آنى كه قلم عفيف من سابقهء فجيع تو را تشريح نمايد . افكار عمومى مزدوران اجانب را شناخته و محاكمه مىكند . رهنما .
مقالهء « تنفر از تحصن »
تنفر از تحصن - مقالات مهمى راجع به اظهار تنفر از اجنبىپرستان و چند نفر مزدورى كه به نام ملت مىخواهند آشوب برپا كنند به اداره رسيده كه به واسطهء اهميت مذاكرات مجلس و لزوم نگارش تمام آن در اين شماره درج نشد و به شمارهء آتيه موكول شد ، مخصوصا مقالهء « مشاهدات من » ازطرف يگانه آزاديخواه شهير آقاى آقا شيخ حسين طهرانى كه عامهء مردم شناسائى كامل به مجاهدات ايشان دارند به اداره رسيده كه خيلى جالب توجه و اسباب تنبيه مىباشد .
ايضا آقاى دهگان ، ورقهء مزدور و سياهكار « حقيقت » « 1 » تو بقدرى بيشرف و جنايتكار هستى كه شايسته نيست نويسندهء معظم « ايران » به تو جواب دهد . تو ديروز در انزلى و بادكوبه به شهادت دوسيه مأمورين نظامى و غيرنظامى كه در حدود بحر خزر متوقف بودند يكنفر دزد و قاچاقچى بودى امروز به مزدورى و خيانت و پول گرفتن از اجنبى و به قول خودت به نوكرى و ارگان بودن يك سفارتخانه افتخار مىكنى . تو يك روز قاچاقچى انزلى و چندى قبل در طهران درميان كارگران بيچاره مبلغ بهائى بودى و امروز بولشويك شده و مىخواهى طهران را غارت كنى و ملت ايران را جزو ممالك اجنبى درآوردى . چه نقشهء مضحك و جنايتكارانهاى . مردم ، تو دزد قاچاقچى و بىشرف را خوب شناختهاند ( هيچ نمىشناسند اگر مردم آدم مىشناختند كارها اين قسم نبود ) . تو ايرانى نيستى و از نژاد حمالهاى قفقاز و پرورششدهء آنها هستى و اين نقشهء خيانتكارانه تحصن هم روى آب افتاد و هرحقهبازى هم تو يا رفقاى تو كنند ديگر اثرى نخواهد داشت و كسى گول شما را نمىخورد ، به اجنبى پناه نمىبرد و طهران هم به رغم شما بادكوبه و گيلان و انزلى نخواهد شد . تو باز فحش بده . ولى صفحات روزنامهء « ايران » مقدستر و پاكتر از اين است كه نام ميشوم و ننگآور و كلمهء بىمعنى و مزخرف « دهگان »
هامش
( 1 ) - سيد محمد دهگان مدير روزنامهء « حقيقت » بود . ولى مقالات مهم آن را سيد جعفر پيشهورى مىنوشت . نگاه كنيد به كتاب « آخرين سنگر آزادى » كه رحيم رئيسنيا جمعآورى و چاپ كرده هست ( تهران ، 1376 ) . اين دهگان پدر كاوه دهگان ( مترجم مشهور ) است . ( ا . ا . )