مىنمائى نگاه نداشته درحالتىكه تو مشغول تصويب مقررى شاه مخلوع بودى .
آرى تو مشغول تصويب ماليات طواحين بودى ، هنگامى كه دو هزار خانواده در تبريز دستخوش يغماوچپاول ، يك قسمت مهم از بازار و دكاكين و كاروانسراها غارت ، شريفترين نفوس و بهترين عناصر آزاديخواه از قبيل صفوت ، تربيت ، بادامچى ، گنجهاى و جمعى ديگر تبعيد و محبوس مىشدند ( مىگويند لاهوتى خان اين غارت را نكرد . قشون دولتى پس از ورود شهر نمود و اين اشخاص را با اسامى غريب و عجيب كه احرار بودند حبس و تبعيد نمودهاند ) .
تو به الحاق رود كارون به زايندهرود خود را سرگرم مىنمودى موقعى كه زنهاى قزوين بهجاى شوهرهاى خود از مظالم حكومتنظامى شكايت مىكردند و متذكر بودند كه مردهاى ما قدرت شكايت ندارند ( اين تلگراف زنها را هم بشارت الدوله بنابر دشمنى كه با خدايار خان داشت نويساند و مخابره كرد . بشارت الدوله رئيس تلگرافخانه است . ) مجلس چهارم ، تو كوچكترين عمال كودتا را در مجلس بيرون نمودى و به مسبب معترف آن رأى اعتماد دادى ( مقصود وزير جنگ است ) . چقدر ما شرافتمنديم كه در زمان تو از حقوق مدنى محروم مىشويم . زيرا در آتيه در مقابل قضاوت تاريخ مفتخر خواهيم بود .
تو مطمئن باش اگر ما موفق نشديم از تو انتقام بكشيم نوباوگان با اخلاق مصنوعى تو انتقام خواهند گرفت . رفقا ، متحصنين ، روز عيد و افتخار ماست كه با دست چنين وكلائى مسلوب الحق مىشويم . هموطنان ، متظلمين ، گاه جشن و مباهات شماست كه در زمان مجلس چهارم كه وكلاى صالح آن خائن ، جانى ، قاتل بىاعتبارنامه و كرسىنشينان صالح آن سستعنصر ، جبون ، محافظهكار ، وظيفهناشناس بىعلاقه هستند از حقوق مدنى محروم مىشويم . يك دسته خطاپيشه و يك مشت دنى ، محكوم هواى نفس و اشراف غنى
يك دسته خطاپيشه و يك مشت دنى * محكوم هواى نفس اشراف غنى
خواهند كه پيروان آزادى را * محروم كنند از حقوق مدنى
ليلهء جمعهء اول برج ثور 1301 - كميسيون مطبوعات - متحصنين : مدير طوفان - مدير تنبيه درخشان - مدير حيات .
پس آنها كه فرياد مىزنند قانون مطبوعات بايد اجرا و عملى شود چه اشخاصى هستند و دربارهء اينها كه متحصن شدهاند چه مىگويند . بايد به جرايد ديگر نظر انداخت و به حرفهاى دستهء ديگر گوش داد و قضاوت كرد .