تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6405

مساهمون:

ص٦٤٠٥

منطقهء نفوذ

روسها همان پلتيك 1324 انگليسها را تعقيب نموده‌اند كه ملت را به سمت خود كشيد تا روس مجبور شد صلح كرد و منطقهء نفوذ معين شد . من تصور مىكنم چندى بگذرد آن عهد تجديد شود و آن منطقه‌ها روى كار بيايد . اين تحصن ارباب جرايد و بعضى ديگر در سفارت خوب نشد .

كرايه تا تهران

جمعه سلخ - امروز بارهاى ما به سمت طهران رفت . كرايه خروارى چهار تومان و نيم الى پنج تومان بود . در طهران گارىگيرى براى حمل غله شروع شد و يك‌مرتبه هشت تومان شد . شش خروار و چيزى بالا بار ما بود با سه سرنشين پنجاه و چهار تومان پول داده شد . آقا برار و عيسى هم سوار اسب كرنگ سوارى من و تاتو شده رفتند . كلفت گوهر و شمسى با ربابه سلطان آشپز سابق قزوينمان رفتند . سه شب يا چهار شب در راه هستند . اسب و قاطر خريدار ندارد .

قزوين و كسادى

شنبه غرهء شهر رمضان المبارك - شهر قزوين به كلى از رونق سابق خود افتاده . از يكصد و نه درشكهء كرايه دوازده دستگاه داير است . بطور تحقيق دو ثلث دكاكين و كاروانسراها بسته . آنها هم كه باز است كساد ، بدون معامله ، مثل نبودن است . پول هيچ وجود ندارد . همه‌چيز هم ارزان است . من تابستان گذشته تخت‌خواب آهنى انگليسى خودم را دوازده تومان خريدم امروز در پنج تومان مىدادند . همه‌چيز به‌همين منوال است .

ارباب بهمن

كنترات ارباب بهمن زردشتى منقصى شده ، دولت شرايطى براى داير نمودن راه اعلان نموده بود ، من‌جمله يك كرور پول نقد ضمانت . معلوم است با همچو شرطى كسى جلو نمىآيد . راه خوابيد وزارت پست‌خانه فقط چند اسب و چند گارى توانسته فراهم نمايد كه همان پست برود . كار مسافر دشوار شده . ما هرچه كرديم كالسكهء پستى و شهرى پيدا نشد . بالاخره از يك ارمنى كالسكه و اسب بسيار منحوسى در بيست و هفت تومان كرايه شد . امروز يك ساعت به ظهر مانده زينب و روشنك و عباس ، مسعود ، بهمن ، نه‌نه لله با خود لله به سمت طهران رفتند . اما گمان نمىكنم اينها با اين اسبها از