تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6406

مساهمون:

ص٦٤٠٦
گارى زودتر برسند .

كنترات راه قزوين

وضع ايران روزبه‌روز مغشوش‌تر مىشود . وقتى هم كنترات مىخواهند بدهند با اين عالم بىپولى و فقر عمومى يك كرور ضمانت نقدى مىخواهند . اگر كسى همچو پولى داشته باشد هزار كار لايق صحيح پرمنافع ديگرى براى خود پيدا مىكند . ديگر چرا مىآيد راه قزوين را بردارد كه يك كرور هم اسب و كالسكه و گارى تهيه كند و آخرش هم مثل [ ارباب ] بهمن ورشكست شود . ملكه و من تنها مانديم تا ببينيم آن خيال من سر خواهد گرفت يا كسى اسب و قاطر نخواهد خريد . على محمد و اسمعيل هم فردا مىروند . على اكبر پسر لله هم امروز كشمرز رفت . من متصل آدم راه مىاندازم و خداحافظى مىكنم . دوازده سال بود اينها جمع بودند . حالا يكىيكى متفرق مىشوند . كار دنيا همين است ، جمع است و تفريق . خداوند همگى را به سلامت و راحت درپناه خود بدارد . با همه مأنوس شده بودم ، مفارقت هركدام مؤثر است .

اين مجلس چارم به خدا ننگ بشر بود « 1 »

از جريدهء « زبان ايران » - تذكر به مجلس چهارم - مجلس چهارم صفحات سياهى كه از اعمال فجيع خود تهيه كرده ، يادگارهاى ننگين فضاحت‌آورى كه در قلوب ملت باقى گذارده ، اينك مىخواهد به لايحهء طرح قانون آن را تكميل كند . مىخواهى آخرين جنايت را نسبت به فرزندان ايران مرتكب شوى ، مىخواهى ما را از حقوقى كه مدتهاست دولتيها متعهد و منتخب تو از ما گرفته‌اند محروم كنى ( مقصودش طرح لايحهء محاكمه ارباب جرايد است ) . مجلس چهارم قبل از طرح لايحهء فعلى آيا براى ملت حقوقى قائل بودى . مجلس چهارم همان‌روز افتتاح تو سىكرور ملت ايران از حقوق مدنى محروم شد . مجلس چهارم آيا در مقابل تو مدير روزنامه را شلاق نزدند و تو ساكت نشستى . مجلس چهارم آيا در برابر تو آزاديخواهان را تبعيد نكردند و تو دم فروبستى . مجلس چهارم آيا باوجود تو ، بدون محاكمه حكم اعدام ندادند و تو نديده انگاشتى . مجلس چهارم آيا حكومت‌نظامى را در مركز كه تو در آن ابراز موجوديت
هامش
( 1 ) - اشعار ميرزادهء عشقى دربارهء مجلس چهارم را مؤلف درين موضع الصاق كرده است . چون مكررا در مراجع مختلف چاپ شده است ضرورتى به نقل آن نبود .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6406 | قهرمان ميرزا عين السلطنه