تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6400

مساهمون:

ص٦٤٠٠

دوازده سال و هشت ماه

21 شهر محرم يكهزار و سيصد و بيست و هشت هجرى 1328 من وارد زوارك و قلعه شدم . در يازدهم ربيع الثانى 1337 به شهر رفتم كه آن قضايا رخ داد . سه سفر مجددا الموت آمده تا در پنجم ربيع الاولى 1340 مجددا با خانواده اينجا آمدم و امروز 23 شعبان 1340 حركت مىكنم كه خيال مراجعت يا توقف قزوين ندارم . فقط چهارصد تومان پول نقد ، سه قاطر و سه اسب مىبرم . به حساب قمرى دوازده سال و هشت ماه اين غيبت من از طهران طول كشيد . در اين مدت پنج مرتبه طهران رفتم كه سفر طويل آن چهل روز بيشتر نبود .

ياد دن كيشوت

سانكوپنزا وقتى كه از سفر آن جزيره كه حاكم شده بود مراجعت نزد دون كيشوت مىكرد در راه با خود مثل هميشه صحبت مىكرد كه چيزى در اين سفر زياد نكردم . اما چيزى هم كم ننمودم . اما خدا را شكر مىكنم كه با صحت مزاج و سلامتى خود و اهل‌وعيال خود مىروم كه از همه‌چيز بهتر و اعظم نعم الهى است . همان‌طور كه سانكو با مزاج سلامت و اشتهاى كامل بود .

همراهان

همراهان : ملكه خانم - روشنك خانم - زينب خانم - عباس ميرزا - سلطان مسعود ميرزا - بهمن ميرزا - نه‌نه للهء كشمرزى - صغرا كشمرزى - گوهر زواركى - شمسى كه مستغنى از تعريف است . لله كربلائى محمد على - على محمد - محمد على خان - آقا برار - اسمعيل جلودار - عيسى زواركى - ابراهيم زواركى . على محمد شهر مىآيد هم زينب را برساند ، هم خريد رمضان براى دكان بنمايد . با اسمعيل جلودار مراجعت خواهد كرد . رضا بيك را هم نزد مستشار گذاشته‌ام . تقى خان هم براى راهنمائى و دادن بعضى صورتها ماند و تصور مىكنم نيايد . امشب به مادر زينب خيلى تلخ‌وبد خواهد گذشت . يك‌مرتبه آن حياط خالى شد ، حتى على هم نماند . اگرچه به روى خود نمىآورد اما محققا با آن‌همه انس و علقه ناگوارترين ايام به وى خواهد گذشت .