تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6401

مساهمون:

ص٦٤٠١

مالها و كرايه

دوازده بار ما سابقا رفته . هفت بار همراه داريم . هفت مال شخصى و هفت مال هم كرايه . همراهان سوارند . بيست و يك مال بنه و سوارى همراه است . كرايه تا سه سال قبل يك من چهارعباسى بود . مدتى است دو قران شده است . رسم است مكارى هم با ارباب خود مسافرت مىكند . شام ، ناهار ، چاى ، حتى توتون چپق را هم به علاوهء كرايه بايد بدهد . هرقاطر الموت هم مال يك‌نفر است كه هرقاطر يك آدم همراه دارد و ما دو بار براى اين جمعيت نان ، برنج ، روغن همراه داريم . وقتى كه درست حساب شود خرج ده فرسنگ راه از زوارك تا قزوين معادل يك مسافرت از قزوين تا بغداد است كه چند نفر بروند .

اقر راه

شنبه 24 شعبان - پنج به ظهر مانده حركت كرديم . جمعى از قبيل ولى بيك و غلام حسين « 1 » بدذات ، على جان ، رضا بيك و غيره را هم از اينجا مراجعت دادم . از زوارك تا اينجا مبلغى به قدر بيست تومان دو هزار و چهار هزار اقر راه به زن‌ومرد داده شده است . شورستان و حسنقلى بيك مرحوم ، مصطفى قلى ، جمشيد و اتباع آنها در تاريخ اقامت الموتم داستان مفصلى دارند كه در روزنامه‌هاى سابق من درج است . عمارت اينجا را هم حسنقلى بيك به پول من ساخت . من بادشت رفتم كه با صادق خان حساب شصت تومان تتمهء پول فرندج را صورت بدهم . زنها را از راه زوارك دشت ( دشت گرگ ) بروند . صادق خان و مشهدى مهدى آمدند ، همان سر سوارى قدرى پول گرفته تتمه را به شهر حواله گرفتم . چند نفر بادشتى دليل شده از آب گذشتم . دو شعبه شده بود و چون صبح بود زياد نبود . در دوروان آب جمع مىشود و عبور ممكن نيست . از تله بىدلان رفتيم . هركس از تله بگذرد بايد آمرزش براى پدرومادر حسن خان بخواهد كه [ پل ] به همت او درست شده و به كلى مردم راحت شدند . شيركوه ناهار خورده شد . زنها را خيلى پياده آورده بودند خسته بودند . من بعد از
هامش
( 1 ) - غلامحسين تقليد تمام آخوندهاى الموت و روضهء آنها را بيرون مىآورد بلكه دست رد به سينهء ميرزا اسحق و پيرمردها و كدخدايان هم نگذاشته اما ديگر كارى جز اينها نبايد از او توقع داشت ، مثل رفتن گرمارود و كشتن اسب . ( يادداشت از نويسنده خاطرات )
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6401 | قهرمان ميرزا عين السلطنه