تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6397

مساهمون:

ص٦٣٩٧

رقعهء آقاى عماد السلطنه

پنجم حمل - مرقومهء پانزدهم حوت رسيد و دير بود . درحالىكه پريروز كرت پستال تبريك عيد كه براى شاهزاده عميد الدوله فرستاده بوديد در منزل ايشان ديدم ، اما تاريخ نداشت . مسئلهء فقر عمومى اسباب تذكر كسالت است و البته اين مطلب هم يقين بايد باشد كه در طهران كمتر اين احساس پيدا مىشود تا در ولايات و دهات خارج ، يعنى آدم اينجا بيشتر پول و اسباب مىبيند ، لهذا كمتر ملتفت مىشود . ولى چون صادر [ ات ] مملكت بسياركم شده قهرا و جبرا فقر عمومى بيشتر خواهد بود . فكر اين مردم هم به جائى نمىرسد . دست‌آخر قرض از خارجه است و السلام . دالر ينگى دنيا گرفته و در وهلهء اول بلع شد . زيرا يك مليون دالر چيزى نيست . فقط يكى يا دو برج حقوق ادارات را دادند كه باز هريك چهار برج سه برج يا بيشتر طلب‌كارند ، سواى وزارت جنگ كه آن هم گويا . كاغذ سابق كه به حاج افخم الدوله نوشته بوديد خواندم و هرچه هم مىدانستم گفتم كه البته عرض كرده است . تعيين شهريه و غيره از دور با اخلاقى كه مىدانيد ، با ورشكستى طومانيانس غيرمقدور است ، بلكه بايد طهران تشريف بياوريد خوردخورد جلو برويد . زيرا نديده‌ام كارى به فوريت اينجا بگذرد .

اصلاح روزنامه‌ها

اما حكايت روزنامه و آنچه اعلم الدوله و يا امثال او مىنويسند شما خيال كرديد كه روزنامه يكى دو تاست ، يا مطلب لايعنى ده آرتيكل و بيست آرتيكل است . خيرخير بلكه بقدرى روزنامه زياد است و چرندوپرند بسيار كه ابدا كسى نبايد در اين فكر باشد كه آنها را اصلاح كند يا ايراد بگيرد . از اين خيال منصرف شويد .

نصرة الدوله

اما دنبال كردن نصرت الدوله و تندروى خود او بالاخره منجر به اين شد كه از اسب زمين خورد و تفنگ كه دوشش بود دررفت ، بازوى راستش را گرفت كه حال مدتى است در منزل افتاده . از قرار معلوم آن دست ديگر دست‌كارى نخواهد بود . بلكه مىگويند ممكن است بريده شود .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6397 | قهرمان ميرزا عين السلطنه