كه اخلاق و نگارشات آنها در آن عهد به امروز برترى داشت . چنانچه خود اربابان جرايد تصديق دارند ) مىگفتند شرايط ساده و سهل است . جواب به آنها دادند كه چون امروز ما محتاج به نگارشات آنها هستيم و اول طلوع جرايد است بايد شرايط را سهل كرد . بعدها البته بايد شرايط سخت و جلوگيرى نمود .
مخصوصا يادم هست حكايت سرمايه و حقالضمانه به ميان آمد . گفتند امروز كسانى كه روزنامه مىنويسند فقير هستند . نمىتوان سختى كرد و بعضى شرايط سختترى گذاشت . همان قانون سهل و ساده تا امروز اجرا نشده است . نه همان محاكمهء جريده هتاك يا بهتان زن ، بلكه به هيچيك از فصول آن عمل نشد . جزآنكه هركس پنج تومان و سه قران بدهد و امتياز يك جريده بگيرد .
مجلس اول ما اگرچه صنفى بود و اغلب وكلاى آنكه از اصناف بودند سواد فارسى هم نداشتند اما خيلى بيش از مجالس بعد كار كردند و باهم صميمى و متفق بودند .
مردمان خارج هم بيشتر از بعد كار كردند . اگر اين مردم امروزه و اين وكلا سهدوره بعد بودند دهيك آنچه آن بقال و چقال كردند نمىتوانستند كار كنند يا عمدا نمىكردند . ما سير قهقرائى هم نكرديم بلكه روزبهروز بدتر شد .
قارچ و زرپيچ
سهشنبه 28 رجب - هوا از عيد به اين طرف آفتاب و خوب است . زمينها سبز شده .
اول صفاى اينجاست . حضرت اقدس و الا باز يادش نرفته به معمول همهساله كه از من قارچ و سبزيهاى كوهى و زرپيچ مىخواست از مستشار الممالك خواسته است . وقتى كه به من گفت بىاختيار خنده كردم . حافظهء حضرت و الا در اين قبيل امور بسيار خوب است . من كه در مدت اقامت خود نتوانستم بفرستم . تا مستشار چه كند . اما نفرستادن من نه به علت مخالفت از فرمان بود بلكه اينها چيزى نيست كه چهار روز درميان جوال يا توبره دوام بياورد و فاسد نشود . اما نفرستادن دليل نمىشود كه حضرت و الا مرقوم ندارند . در هرفصل و موقع سال دستخطهاى حضرت و الا مفادش معلوم است . من درست مىدانم كه اول بهار چه مىخواهند ، تابستان چه ، پائيز چه ، زمستان چه . اين پرگرام دوازدهساله تغيير نكرده و نمىكند .
صادق خان
نه امير اسعد در ايام عيد از من حالى پرسيد و مبارك بادى گفت نه من . ابن الوقت غريبى است . صادق خان به واسطهء كاغذجات من ابقا شد . اما رئيس ماليه به ابو القاسم