طرف فساد اخلاق سير مىكرد . او هم با كسىكه به دو با عقيدهء مخالف بود فحش مىداد ، تهمت مىزد و به اصطلاح « هو » مىكرد و چون در اجتماع طبقهبندى نشده و رسما اركان هرطبقه معين نبود هركدام از جرايد هرچه مىخواست مىگفت و هراسنادى كه مىتوانست به كسانىكه مخالف عقيدهء او بودند مىداد . ما مىديديم كه تمام اين جرايد از پول و سرمايهء اشراف ادامهء موجوديت مىكرد و براى هتاكى طرف مقابل را اركان اشراف معرفى مىنمود . اما تصديق نمىكنيد كه اين وضعيت چگونه سير ترقيات را جلوگيرى كرده و تا چه درجه عقايد را خفه و تهديد كرده و بالطبع چهبسا از حقايق در لفافهها گفته و يا در زواياى فساد اخلاق عمومى مستور مىگرديد .
اينجا شرحى مىنويسد كه جبران اين مفاسد را براى نبودن محكمه مىدانستيم . بعد ترديد حاصل كرديم و بالاخره يقين داشتيم به واسطهء جهل و بىسوادى مردم است و مىنويسد آن رفيق فاضل ما بهتر مىداند كه در ممالك عثمانى با اينكه خيلى روشنتر از ايران است . مدير روزنامه اول بايد داراى معلومات باشد از مختار ( كدخدا ) ورقهء حسن حال به تصديق بلديه داشته باشد . از رئيس محكمهء جزا شهادتنامه كه تا به حال مرتكب جنحه يا خيانتى نشده باشد است . اين اسناد به اداره يا وزارتخانه تقديم [ مىشود ] و بعلاوه اگر روزنامه هفتگى است سيصد ليره ، اگر يوميه است هزار ليره به صندوق ماليه تسليم مىشود تا اينكه به او امتياز بدهند .
اما قانون مطبوعات ما امتياز را با يك شرايط بسيار سهل و ساده مىدهند . حق هيچگونه قيود اخلاقى را رعايت ننموده و بيشتر از مصالح مملكت دقت در استفادهء وزارتخانه از جرايد كرده است . البته ما طرفدار قسمت حق الضمانه و يا شرايط داشتن سرمايه نبوده و نيستيم ( چون خودش هيچ ندارد ) . درحالىكه بسيار آرزومنديم منابع استفاده و انتشار جرايد معلوم و معين شود كه اشخاص باشرافت چه كسانى هستند .
در خصوص داشتن معلومات و قضيهء امتحان و نيز در مسئلهء ضمانتهاى اخلاقى ما فوق العاده علاقمند مىباشيم . خوشبختانه اين يكى از عيبهاى من است كه اعتقاد كاملى به تحصيلات و علوم و درس خوانده و شاگردمدرسه دارم و البته معلومات را هم منحصر به معلومات عصرى نمىدانم . تا يك فحشنامه به استناد ديانت و علوم دينيه بخواهد ما را « هو » كند . خير آقاى فحاش . بايستى امتحان شامل اقسامى باشد كه مدير روزنامه مىخواهد در او قلمفرسائى نمايد .
اينجا شرح مىدهد : اگر روزنامه دينى است بايستى صرف و منطق و فقه و غيره بدانيد . اگر اجتماعى است تاريخ و غيره و غيره .
مخالفين اين نظريه به غير اشخاصى كه بىسواد هستند فقط استناد به آزادى مىكنند ،
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6382
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٦٣٨٢