آنها فراموش مىكنند كه يك پينهدوز تا معلومات طبى را نخوانده باشد حق ندارد طبابت بكند . محدود كردن پينهدوز براى طبابت محدود كردن علم طب نيست بلكه بالعكس دخالت اشخاص بىاطلاع به يك قضيه و عدمصلاحيت آنها روزبهروز از ظهور اشخاص مطلع يا متخصص را جلوگيرى مىنمايد . اگر ما اين قضيه را خودمان مطرح نمىساختيم ديگرى مطرح مىنمود و اگر اين قدم بزرگ از طرف روزنامهنگاران براى اصلاح مطبوعات برداشته نمىشد له و عليه مسئله معلوم نمىگرديد و بالاخره قضيهء مطبوعات يا به اختناق قطعى و يا ايجاد يك هرجومرج اخلاقى منتهى مىگرديد . ( پايان مقالهء اتحاد )
مطبوعات و مجلس اول
اين قانون فعلى مطبوعات كه خيلى هم مختصر است در مجلس اول كه صنفى و نسبتا وكلايش بىسوادتر و بىتجربهتر بودند تصويب و تدوين شد ، خيلىسهل و خيلىساده بدون قيد و شرط زياد . من درست يادم هست روز اولى كه با شعاع الدين ميرزا به تماشاى مجلس رفتم همين قانون مطبوعات مذاكرهاش بود . وكلا در اطاق سر درب عمارت بهارستان همه روى زمين نشسته بودند . « نورين و نيرين » « 1 » ما هم در يك سمت ، احتشام السلطنه رئيس مجلس بود . از بسكه تماشاچى هم داخل وكلا شده و خيلى اوقات حرف زده و دستور مىدادند يا ايراد مىگرفتند و رد ايراد مىكردند قسمت تماشاچى را نردهء چوبى كوتاهى كشيده بودند كه جلوگيرى از دخالتهاى تماشاچى به عمل آيد . باز ممكن نبود . جوانان حساس ما از بالاى نرده داخل صف وكلا شده هياهو مىكردند .
كفش را هم بيرون مىآوردند . ما آدم براى نگاهدارى كفش نداشتيم . ناچار كفشها را به دست گرفته از پلهها بالا رفتيم . داخل اطاق كه شديم ديديم همه تماشاچيها كفش در پا دارند . از يكى جويا شديم گفت چون اينجا كسى براى تفتيش كفش نمىآيد ما پائين در حضور باشماقچى « 2 » بيرون مىآوريم در اينجا پا مىكنيم . شما هم پا كنيد كه هيچ مسئوليتى نيست . ما همچنان كرده و نشستيم .
بارى در همان مجلس اسد اللّه ميرزا ( شهاب الدولهء حاليه ) وكيل شاهزادگان با چند نفر ديگر كه از دست روزنامهنگارها به تنگ آمده بودند ( امروز به آنها رحمت بايد فرستاد
هامش
( 1 ) - مجازا دربارهء سيد محمد طباطبايى و سيد عبد اللّه بهبهانى گفته مىشد . ( ا . ا . )
( 2 ) - باشماقچى - تركى كفشدار .