فرار لاهوتى خان به روسيه
چند نمره روزنامه از طهران فرستاده بودند . يك قسمت اردوى قزاق از حدود ساويج بلاغ تبريز مىرود . اگرچه اهالى شهر واسطه مىشوند كه جنگ نشود ليكن ژاندارمها به خوشى تسليم نشدند . قزاق حمله به شهر مىآورد . پس از زدوخورد ژاندارم تسليم مىشود . لاهوتى خان قبلا به سمت روسيه فرار نموده است . از قرار معلوم جمعى از اهالى شهر هم با اين قصد و نيت لاهوتى شركت داشتهاند كه حكم به دستگيرى آنها هم مىشود . ( البته تا شهرى همراه نباشد ژاندارم نمىتوانست وارد شهر به آن عظمت بشود ) . فعلا شهر نظامى و اسمعيل خان سرهنگ قزاق حاكم است . مخبر السلطنه هم به سمت طهران حركت نموده است .
بودجهء خرج - مقررى محمد على شاه مخلوع
در مجلس بودجهء خرج قرائت مىشود . براى هرخرجى يكى دو ساعت مباحثه مىشود و تصويب مىشود . در حقيقت تضييع وقت مىكنند . براى مقررى شاه مخلوع مباحثه طولانى مىشود . سليمان ميرزا نطق مفصلى مىكند كه يك دينار نبايد تصويب كرد . من به كسىكه ملك المتكلمين و ميرزا جهانگير خان و قاضى را كشته يك شاهى تصويب نمىكنم ، من به كسىكه مجلس را توپ بسته يك دينار تصويب نمىكنم . خيلى فرمايشات عوامفريب [ مىكند ] . ساير وكلا دفاع مىكنند . بالاخره رئيس الوزرا مىگويد گرچه فرمايشات شاهزاده را تصديق داريم اما محمد على شاه املاكى داشت كه به دولت برگذار كرد . فعلا هم دست دولت است و امروز او را شاه [ مخلوع ] ايران مىگويند . در آنجا خرج دارد ، خانواده همراه دارد ، نمىشود نداد . صد هزار تومان مقررى او بود . پس از آنكه به ايران آمد بيست و پنج هزار تومان هم كسر شد و حاليه هفتاد و پنج هزار تومان داده مىشود و ما مدت هم براى وظيفهء او قرار ندادهايم . تصويب مىشود .
روزنامهنويس مىنويسد اين افتخار قطع مقررى محمد على ميرزا نصيب مجلس چهارم نشد اما وكلاى مجلس پنجم اين افتخار را خواهند داشت .
طعن و دق نصرت الدوله ( مقالهء روزنامهء ستارهء ايران )
برويم باز سراغ رفيق خودمان نصرت الدوله كه « ستارهء ايران » باز چه در وصف و ستايش او گفته .
بازهم نصرت الدوله در موقعى كه غريو كوس گيتى خدائى دهقان ، پيكر اشرافيت