مصلح ادارى محروم نمود كه اگر رفاقت و علاقمندى دولت انگليس و عظمت ايران باعث طرد او از ايران نمىشد شايد هيچيك از مشكلات اقتصادى امروزى حيات و سعادت ما را تهديد نمىكرد .
مستر شوستر كسى بود كه مفارقت او روح يكجامعه را به غمناكترين سرودهائى مترنم ساخت ( نوحه خواندند ، سينه زدند براى رفتن او ) . مستر شوستر را پارلمانت و احزاب سياسى و آغوش ملت استقبال نموده ولى آيا ارميتاج اسميث را چهكسى از دولت انگليس تقاضا كرده بود . پارلمانت يا تمايلات مردم .
خوب است آقاى لرد كرزن عدم تمايلى كه امروز جامعهء ايران برضد مستشاران خارجى موجود است به لفظ انتريگ تعبير نفرمايند و موقعيت ارميتاج اسميث را هم به كلى مخالف موفقيت مستر شوستر بدانند ( اطاعت ، چشم ) . مسيو ارميتاج را نه تنها هنوز پارلمانت نپذيرفته و احساسات ملت از يك سال و نيم به اين طرف برضد او بوده بلكه اصرار دولت انگليس در قبولاندن آن روزبهروز حس بدبينى را نسبت به مشار اليه و سياست انگليس افزوده مىنمايد .
اين است نظريهء ملت ايران نسبتبه شخصى كه دولت انگليس آن را هم به اسم مستشار ماليه به ايران فرستاد ، وزير خارجه هم موقعيت او را مغشوش و تاريك ديده به اسم انتريگ ذكر مىفرمايند . تا برسيم به خدمات پليس جنوب و ساير صاحبمنصبان انگليس . » ( پايان مقالهء ستارهء ايران )
جواب روزنامهء ايران به كرزن
جريدهء « ايران » ليّنتر از « ستارهء ايران » جواب مىدهد و مىگويد : « متعاقب با آغاز يك رويهء سياسى هميشه كرزن شروع به سخن مىكند . تقريبا نطقهاى سياسى لرد مزبور براى حفظ تعادل كفهء سياسى بوده است و اتفاقا در تمام ادوار مهمهء سياسى كه دولت ايران از مقابل انگليس حاصل مىنمود اين قبيل نطقها را ايجاب مىكرد . ايراد آنها متأسفانه در معتقدات سياسى ايرانيان تغييرات مهمى ايجاب نمىنمود ، بلكه زمزمه تنقيد را نسبت به دولت متبوع ناطق شهير سياسى مىافزود .
بايد متأسفانه تصديق كرد كه سياست ايران هميشه در دست زمامداران ما و نمايندگان محترم انگليس طورى پيچيده شده كه نتيجهاش توليد يك حس بدبينى نسبت به آنها در عموم طبقات بوده كه تنها همان بدبينى ، زمامداران ما و انگليس را هم باز از اشتباهات و خطاهاى پىدرپى ديگرى سوق داد كه جز تقويت و تضاعف آن بدبينى و سوءظن در افكار عمومى نتيجهء ديگرى حاصل نگشته است . و بالاخره همين عامل