تجارتخانه داريم كه در مقابل درخواست برات لندن يا برلن جواب بگويد نداريم . يا پول قرض بخواهيم بگويد اعتبار نمىكنم بدهم . همه كار كه به ميل و ارادهء آقاى « ستارهء ايران » نبايد باشد . سفارت صرفهء دولت خود را از دست بدهد ، خبرنگارى نكند . بانك هر دقيقه برات بدهد ، به تجار بىاعتبار كروركرور مالالتجاره برساند كه عصيان و طغيان در مملكت روى ندهد كه محتاج قشونكشى باشد اگر بدهد قشون پول نخواهد .
اينطور تجارت ، اينطور مملكت ، اينطور مردم مگر در آخر الزمان بيايد . در اين زمانه كه ديده نشده است . مىگويند ما بههمين اوضاع و همين ترتيب راضى هستيم بله آقاى « ستاره ايران » و شايد همكاران او كه البته راحت و آسوده هستند . نه ملكى داشته باشند كه برده باشند ، نه مقررى كه نرسيده باشد ، نه تظلمى دارند كه در عدليه سرگردان باشند ، نه زنوفرزندى دارند كه گرسنه مانده باشد . چه غم دارند و شايد مايل به اين ترتيب و هرجومرج باشند . اما بيست كرور آدم و پانصد هزار ميل مربع اراضى را هم مىشود به اين شكل نگاهدارى كرد كه راضى باشند ، انصاف باشد نه . حكما صداى آنها درمىآيد . باز ملت صبور قانع مظلوم ايران است كه تحمل مىكند و دم نمىزند . هر جاى عالم بود حتى وسط افريقا و طوايف وحشى طاقت نمىآورده به كفارهء آنچه ذكر شد بنويسم از غول و شيطان و مار و گرگ .
غول شخصپرستى
ستارهء ايران شمارهء 15 - غول شخصپرستى كه هميشه دشمن فرشتهء وطنخواهى و نوعپرستى است ، شيطان غرضورزى كه به طبع خصم و مخالف ملائك حقايق است با زشتترين صورتىكه عقل سليم را مرتعش مىسازد در ناشايستهترين جامه كه ديدهء دل را متنفر و منزجر مىكند بىخجالت ، بىوحشت ، بىواهمه ، سر از مغاك سياه خود برآورده گرم ميداندارى است . اين شيطان وسوسهانديش ، اين دسيسهكار در عين اينكه دست رد به سينهء مسلمات منطقى و تجربيات حيات مىزند به شبهات نفسانى و اوهام سفسطى را در آغوش كشيده مىخواهد بهجاى آن حقايق با زور ، با مشت به اصرار و لجاج خواهىنخواهى بنشاند . آرى چنين است .
مىگويد قرارداد خيانت ، مملكتكشى و وطنفروشى اما مؤسس قرارداد خدمتگزار وطنپرست و مملكت دوست است . اما منطق اين ادعا قوىتر از آن خواهد بود كه بگويند قتل حسين بن على ظلم ، كفر ، شرك ، ولى قاتل عادل مؤمن و مسلمان است .
اذعان داريد كه تيرهروزى مملكت نتيجهء عدم مجازات است . ولى از بهترين موقع اجراى حداقل مجازات وارونه استفاده مىكنند . آيا با اين اصول تجرى خائنين كهنه و ايجاد