همقلمان عزيز ما عصبانى نشويد ، مخصوصا شمائى كه خود را از اينگونه تدنيات پاك و منزه مىدانيد . به سايرين بفهمانيد كه اينها حقايقى است كه فقط از نقطهءنظر دوستى آنها و عشق به اصلاحات روى كاغذ آمده است . ما با شما همعقيده هستيم كه وضعيات اجتماعى فاسد است ، حيات اقتصادى متزلزل ، كابينهها سربار اين بدبختىها هستند و اخلاق عمومى اين وضعيات را ايجاب كرده است . ولى فقط راه اصلاح شما هستيد و پيش از اينكه به اصلاح جامعه شروع كنيم خوب است ابتدا به اصلاح خودمان بپردازيم . ( پايان مقالهء ستارهء ايران )
اما تنوعى كه « ستارهء ايران » در شمارههاى خود به خرج داده . اسم روزنامه كه معمولا در وسط صفحه نوشته مىشود سمت راست صفحه در گوشه آن نوشته شده . بهجاى لفظ آبونمان يا قيمت ، بهاى روزنامه نوشته شده و به عوض محل اداره « جاى اداره » و اين دو لغت را هم از روزنامهء « بهار » كه ملك الشعرا درج مىكرد دزديده نه آنكه خود واضع آن باشد . تتمه همان است كه بود : اخبار دربار است و هيئتوزرا طابق النعلبالنعل كه صاحب مقاله تنقيد نموده است .
جمعه ششم محرم الحرام ، 17 سنبله - شب چهارم سيد جواد جيرين دهى از شهر آمد .
كاغذى آقاى امير موثق نوشته بودند . كاغذى از طهران آقاى عماد السلطنه با چند نمره روزنامه .
رقعهء آقا ( عماد السلطنه )
فدايت شوم طورى اختلاف احوال و پلتيك پيدا شده كه نمىشود با كاغذ مختصر چيزىكه مفهوم و مفيد باشد نوشت . شما را واگذار مىكنم به خواندن چندين نمره روزنامه كه با همين پست ارسال شد . شب جمعه 21 ذيحجه عروسى شد و عروس را ( نزهت الملوك ) از تجريش آوردند . آن شب و فرداى آن تهيهء كامل ديده شد و قرب پنجاهنفر مهمان را شاموناهار و غيره دادم ، با كرايهء درشكه و هرچيزى كه براى اين امر خير لازم بود . تعمير آن حياط را حضرت و الا كردند . براى مباركباد انعام نقدى التفات فرمودند ، همچنين پولى براى عبد اللّه ميرزا . بنده به واسطهء سوزش سينه نمىتوانم حركت تند بكنم و بر خلاف ترتيب شبانهروز و كارهاى معمولى اين طرف و آنطرف بروم ، يا بخوابم يا متحمل مشقت شوم . خيلى از كار افتادهام . عجالتا خدا همچو خواسته .
باز براى آنكه بتوانم اين جمعيت را راه ببرم به قدر مقدور كار مىكنم . صبحها اداره رفته درست چهار ساعت آنجا كار مىكنم ، بدون آنكه ده دقيقه راحت نشسته باشم . سه ساعت يا دو ساعت هم در منزل يا عصر يا شب بايد كار اداره را پيش ببرم و دوسيههاى