تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6197

مساهمون:

ص٦١٩٧
مسلكهاى معين جداجدا معارف آنها را زيب و رونق مىدهد . نشريات جريده‌اى كه طرفدار كارگر است غير از مندرجات جريده‌اى است كه به مصالح و منافع زارع معرفى شده ( چه ضرر دارد كه ما همه را در يك جريده مىنويسيم ) . اين كلمه‌اى بود از اصول جريده‌نگارى ملل متمدنه ( خودش مىنويسد متمدنه ) . اكنون خوب است عطف نظرى به ايران و مطبوعات آن بيندازيم . ببينيد در اين كانون فساد و جهالت چگونه تمام وظائف مقدسه ، تمام عوالم سعادت و خوش‌بختى و تمام آن چيزهائى كه براى نشو و نماى يك ملتى در درجهء اول لزوم است سوخته و خاكستر مىشود . در اول دور انقلاب كه سلاسل عبوديت از گردن ملت ريخته شد و هنوز به‌جاى آن يك سلسلهء جديدى بر دست‌وپاى آزادى ملت نصب نكرده بودند جرايد مستقل آزادى پاى به عرصهء مطبوعات ايران گذاشت كه با يك لهجهء حقيقت‌پرور و گزنده ترتيبات سابقه و اصول زمان كهنه را در تحت انتقاد درآورده و با يك صميميت روح‌بخشى به تكان اعصاب فرسودهء اين ملت قيام كردند . ولى افسوس اين جرايد حقايق‌پرست ( آن وقت هم داد داشتند از دست آنها ) پس از اندك‌مدتى در ظلمات متراكمهء نيستى فرورفته كه از نظر ناپديد شدند . جامعهء حقيقت‌كش و مرتجع يك دسته از مؤسسين آنها را كه در ضديت با اوضاع كهنهء مندرس ( مثل اين‌كه حالا نو شده ) ثبات و پافشارى مىكرد معدوم نمود ( جز مدير صوراسرافيل مانديدم ديگرى را معدوم نموده باشند ، دروغ نوشته . ) دستهء ديگر را به افسردگى و بىميلى محكوم كرد و بالنتيجه دستهء ديگر را به مبدأ اخلاقى خود عودت داد . يعنى اين لباس سنگينى را كه دست انقلاب برقامت ناموزون آنها پوشانده بود از بركند و همان لباس چركين ننگ‌آلود دوره‌هاى تملق و چاپلوسى را پوشيدند . آرى انقلاب كه زمينهء فكرى و اخلاقى خود را قبلا تهيه نكرده است اين‌گونه در حالت روحيه و در اوضاع اوليهء اجتماع خالى از اثر خواهد بود . تغيير رژيم نمىتواند ساختمان فكرى و هويت اخلاقى مردم را تغيير بدهد . تغيير رژيم نمىتواند ملكات راسخه را كه دست حوادث با مرور زمان در نفوس بشر متمكن ساخته است عوض كند ( حقيقت‌گوئى كرده است . ) اين است كه مىبينيد روح هرزه و متملق يغما و قاآنى از گريبان جريده‌نگاران سر به‌درآورده و كشكول قلندران بر سر لوحهء جرايد نصب شده است و مطبوعات ايران با گامهاى وسيعى رو به قهقرا رفت . يعنى همين‌كه طوفان انقلاب آرام شد اخلاق و آداب قديم با قيافهء تجدد در جامعه عرض وجود نمود . تقصير از كيست ؟ تقصير از پستى و انحطاط هيئت جامعه است . تقصير از بىسوادى عامه است . تقصير از عدم مدرك و تعمق طبقات متوسط است و بالاخره تقصير از
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6197 | قهرمان ميرزا عين السلطنه