تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6198

مساهمون:

ص٦١٩٨
زمامداران انقلاب است كه دايرهء انقلاب را در افكار و در حالت علمى و روحى اجتماع توسعه ندادند ( زمامداران انقلاب كى بود . همين مردم بودند كه شما پس از پانزده سال اين قسم مىنويسيد . چهارتا طلبه ، پنج‌تا بازارى كه اگر دو نفر آگاه عالم هم رفت حرف بزند مردود و مستبد شد ) . جرايد ملى بايد با پول اشتراك اداره شود تا بتواند دامن عفت خود را از آلودگيها محافظت نمايد . چون طبقهء باسواد در ملت كم است بالطبيعه جريده خواننده ندارد و نمىتواند حيات خود را بدون آلايش ادامه بدهد . مبنى براين علت است كه اشخاص منورالفكر و كسانى كه قلم آنها فقط مىتواند قيادت فكرى يك ملتى را عهده‌دار شود از اشتغال به جريده‌نگارى كناره گرفته و از ابتداى مشروطيت جز چند نفرى كسانى دست به قلم بردند كه جز اداره كردن زندگانى شخصى و ادامهء حيات دورهء خود مقصودى نداشتند و ندارند . بديهى است در اين صورت جريده ارگان سفارت‌خانه‌ها مىشود . پارتى هيئت حاكمه مىشود . تملق مىگويد ، فحش مىدهد ، بىجا تمجيد مىكند . بىمورد قدح مىنمايد و بالاخره مانند قصايد شعراى زمان استبداد ( و حاليه ) فقطوفقط يك وسيله‌اى است براى ارتزاق . براى نمونه يكى از جرايد اصفهان را ( مثلا ) برداريد و بخوانيد . ببينيد از سرلوحه تا مطبعهء حبل‌المتين مشحون است از تبريك و تهنيت ، تسليت و تعزيت ، توديع و خيرمقدم ، تملق و دشنام ، مدح و تمجيد ، تكدى و تعدى ، بشارت به طلوع يك جريدهء تازه از افق مطبوعات ، تأسف از اختفاء يك جريده در محاق توقيف . مقالات غالبا با الفاظ مشعشع ، جمله‌هاى ضخيم ، مطالب سرد و افسرده با فورمولهاى معين محدود و بيانات بىروح تلفيق مىشود . به طور ابدى در سرصفحه‌هاى جرايد مركز جمله‌هاى ذيل خوانده مىشود : در دربار - موكب . . . « 1 » براى مذاكره در مهام امور مملكت آقايان وزرا هريك در وزارت خانه‌هاى خود با جديت و فعاليت مشغول رسيدگى به كارهاى مملكتى بودند . . . « 2 » يعنى كاغذها را امضاء مىكردند . الحمد للّه نمرديم و در دورهء تجدد هم سرصفحه‌هاى تقويم را كه هميشه اوضاع كواكب بر صحت و سلامتى ذات همايونى دلالت دارد در ستونهاى جرايد خوانديم . هواخوردگى و كسالت مزاج آقايان وزراء كه به طور توالى روى مىدهد جزو اخبار مهم داخله مىباشد . ملت همين ملتى كه مطبوعات حاضره تراوش روح اوست از اين فورمولهاى لايتغير خسته شد . جامعه از اين دلسوزيهاى مصنوعى به تنگ
هامش
( 1 ) - ( 2 ) - نقطه‌چين در اصل است .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6198 | قهرمان ميرزا عين السلطنه