آمد . مردم به اخبار كسالت وزراء علاقمند نيستند . تقديرهاى شايان جرايد نمىتواند حقايق را پردهپوشى كند . همه مردم فهميدهاند كه چرا جرايد يكنفر از اعضاء ادارات را تنقيد ننموده تشريح حقايق را به نمرهء آتيه حوالت مىدهند .
راستى مطالعهء بعضى از جرايد ما شرمآور است . اگر از جرايد و مجلات ما يك كلكسيون ترتيب بدهند بهترين نمونهء انحطاط اخلاقى يك طايفهء بشرى خواهد بود و چقدر اين وضعيات اسفانگيز است . زيرا دقيقترين مقياسهاى ارتقاء اخلاقى و تكامل عقلى هرملتى مطبوعات آنهاست . مطبوعات ما همهچيز را مبتذل نموده حتى فحاشى و دشنام را .
در يكى از مجلاتى كه اخيرا در طهران طبع و نشر مىشد و مانند رجزخوانيهاى اطفال بر سرلوحهء آن كلمات ذيل خوانده مىشد . « مجلهاى است علمى ، ادبى ، تاريخى ، اقتصادى ، فلسفى . . . الى آخر » گراور مارشال هيندنبورگ را نشان مىداد كه حقيقتا يكى از دواهى جهانش مىتوان محسوب داشت ( باز آلمان فيلى را به خرج داد ) . در ورق بعد گراور فلان الممالك ديده شد . قطعا اين مجله اگر به دست مارشال هيندنبورگ مىافتاد تصور مىكرد فلان الممالك هم نسخهء ثانى اوست . يك مجلهء علمى و فلسفى به چه مناسبت [ عكس ] اشخاص عادى را گراور مىنمايد ( براى پول ) . برفرض اينكه يكى دو نفر در اخلاق و در صحت عمل ثانى نداشته باشند آيا در رديف هيندنبورگ ، روسو ، بو على سينا به شمار مىروند .
در صفحات ورق پارههاى اخير بود كه گاهى مشاهير ادباى ما در رديف خيانتكاران درآمده و گاهى مؤسسين عظمت و قوميت ما ، زندهكنندگان هويت تاريخى ما همطراز غارتگران گردنههاى كردستان درمىآمدند ( مقصودش مجلهء « نوروز » است كه از سلاطين باشرف ما بدگوئى نموده بود ) اين هم نمونهء افكار تندرو جوان . اين هم نمونهء دماغهاى تجدد و آزادى . نمونهء مطبوعات خشن و حقيقتپرور . نمونه جوانان پاكدامن وطنپرست . اينها مطبوعاتى بودند كه چشم اميد اصلاحطلبان به نوك خامهء آنها منعطف بود و تصور مىكرديم در پرتو پاكى نيت و روشنى فكر جوانان متجدد با حرارت لكهء مداهنه و دروغ از دامن مطبوعات ما پاك مىشود . اما جرايد عادى حقيقى . . . « 1 » را به اسم نزاكت ادبى ترويج و فحاشى را به اسم انتقاد و سياسى شايع نمودند .
بالاخره بعضى جرايد وسيلهء دخل ، وسيلهء كلاشى ، وسيلهء استعمال ميزوصندلى ، وسيلهء مداخله در كارهاى دولتى ، وسيلهء رسيدن به پيشگاه زمامداران ، وسيلهء ترفيع رتبهء خائنين ، وسيلهء تطهير اشراف مرتجع ، وسيلهء اغفال مردم و خفه كردن احساسات ، وسيلهء تحصيل درشكه و مبل ، وسيلهء پركردن شكم فرومايه گرديد .
هامش
( 1 ) - يك كلمهء ناخوانا .