رسيدن به رياست معارف يك شهرى پيشهء خود را سياست اتخاذ مىكند . فلان كدخداى ده جوشقان براى حكومت قصبچه صرفهء خود را سياست انتخاب مىكند . تمام طبقات مختلفه را همين قبيل قياس كنيد كه دستههاى سياسيون طهران را تشكيل مىدهد .
بعد شرحى مىدهد كه براى سياست مملكت يك عدهء مختصرى كافى است . خوب است ساير مردم دستجاتى براى صناعت و زراعت و تجارت تشكيل بدهند . پانزدهسال سياستمدارى و ارتزاق به وسيلهء سياست كافى است . خوب است چندى هم مشغول كار ديگر شوند .
نوشيروان ميرزا كرت پستالى از برلن روانه نموده بود براى يكى دو هفته آنجا رفته .
خيلى تعريف از آنجا نموده بود . كرت پستال شكل خيابان تيمول را داشت .
فرار از دست جنگلها - قصد كشتن ميرزا كوچك
جمعه 28 ذيحجه ، دهم سنبله - امروز بالاروچيها كه اغلب اقوام مادرى زينب هستند از من و عباس دعوت نموده بودند . جاى باصفائى است . ناهار خوبى دادند . عصر مراجعت نمودم . پسر كربلائى لطيف وركى از پدر خود قهر بود . زمانى كه ولى آقا بولشويكها را اينجا آورد ( سال قبل همين ايام ) داخل جرگه شد . چند روز است آمده . پدرش همراه خود نزد من آمد و بچه است و داخل آدم نيست . مثل سايرين چند ماه است كه از جنگل و گرسنگى آنجا فرار كرده . مىگفت همان روز كه از الموت رفتيم بين مهدى و ولى آقا نزاع كتككارى شد . محمد گرمارودى ( سابقا سوگلى منتظم الملك بود ) فرصت به دست آورده خورجين پول ولى آقا را با قاطر برداشت و در رفت . رفتيم جنگل مدتى آنجا بوديم . متصل مهدى و ولى آقا نزاع داشتند . تا يكروز در سهماه قبل جمعى را با اين دو نفر گرفتند و گفتند اينها خيال قتل ميرزا را داشتند . ( اين حرامزادهها به ميرزا هم خيانت كردند ) . پس از چند روز استنطاق چهار نفر از آنها را دار زدند . بقيه را كه از آن جمله بود ولى آقا و مهدى حبس كردند و تا من حركت كردم حبس بودند ( اين مطلب شهرت داشت و بيانات پسر لطيف محقق نمود . )
بولشويك در لنگرود ( سخنان عباس )
بارى عباس كه نزد ساعد الدوله بود امروز آمد . گفت تا خرمآباد رفتم گفتند ساعد الدوله با قزاق و محمد خان سرتيپ براى رودسر رفتهاند . تا آنجا رفتم گفتند لنگرود هستند . قضيهاى رخ داده بود . صد و پنجاه قزاق پيشقراول تا نزديك لنگرود مىروند .
جمعى اطمينان مىدهند در لنگرود بولشويك نيست . دو سهنفر از قزاقها براى خريد