شاهنشاهى و جوابهاى تلگرافى شاهزادههاى معظم نگرديد ( آن كروركرور پول كه از آلمان گرفتند محسوب نيست كه تمام دنيا مىداند و هربچه ايرانى دانست ) . اى حاميان خالق قرارداد ! ! .
سپس بعضى چيزها مىنويسد كه تمام اغراق شاعرانه است و عارى از حقيقت .
( پايان مقالهء ستارهء ايران )
مهاجرت
قرارداد بسيار خوب بد است ، اما آن مهاجرت هم بد بود ، زيرا فقط يك نتيجه بد آن برهمخوردن قواى خوب ژاندارمرى بود كه ديگر درست نشد . تا برسيم به ساير چيزهاى آنكه اغلب در مجلدات قبل ذكر شده است . من نمىدانم قراردادى كه برهم خورده و لغو شده خواه بد ، خواه خوب ديگر چرا تمام كارهاى لازم بل واجب مملكت را گذاشته و در مجلس و جرايد تعقيب نمودهاند . هركس از محيط ايران دور باشد و اين جرايد را بخواند لذت مىبرد و يقين خواهد نمود كه روح آدميت و انسانيت در نويسندگان آن جمع است . خير همه دام است براى پول . از نصرت الدوله پول مىخواهد .
قرارداد سرمايهء كسب اوست و به وسيلهء آن عبارات مشغول اخذ عمل است .
طبقهء سياسيون ايضا در ستارهء ايران
عدهء طبقه سياسيون طهران امروز بيش از عدهء ساير طبقات است كه در محيط پرآشوب طهران نشوونما مىكنند . در هرتغيير حكومتى كه هرروز دچار آن هستيم ، يك عده ديگر بر اعداد سابق علاوه مىشود . اين است كه در يك نظر مىتوان از طبقات مختلفهء ملت را در صفوف مقدم و مؤخر دسته سياسيون مشاهده كرد . امروز تنها وسيلهء اعاشه و يگانه راه براى رسيدن به مقام ، به مسند و ثروت همانا شاهراه سياست است و بس . وقتى كه از اعلاترين طبقهء ما تا ادنى رعيت و كاسب و بازارى جز دخالت در سياست شغل ديگرى اتخاذ نمىكنند يقينا عدهء اين طبقه روزافزون بيش از ساير دستجات خواهد بود . براى اداره كردن امور مملكت تنها سياسيون وظيفهخوار و شهريهبگير و جاهطلب كافى نيست . مملكت دستههاى علاقمند بىطمع صحيحى مىخواهد ( مثل خود جنابعالى ) كه در هررشته از امور بدون جلب منافع شخصى دخالت نموده براى منفعت ملت آن رشته را ترقى و توسعه بدهد . فلان طلبهء مدرسه براى رسيدن به دواير اوقاف شغل خود را سياست قرار مىدهد . فلان فقيه محله براى