دلائل آمدن سيد ضياء
البته اينها مسائلى است كه به طور فهرست من عرض كردم و اميدوار هستم در يك آتيهء نزديكى مجلس با موافقت نظر هيئت محترم در مسائل گذشته مفصلتر اعمالنظر بكند و بالاخره آنهائى كه مقصر هستند مجازات بكند . ولى فعلا مىخواهم چند كلمه در باب علل اين قضايا عرض بكنم . من علل اين قضايا را به دو قسمت تقسيم مىكنم :
علل صورى و علل معنوى . اما علل صورى آمدن سيد ضياء . البته سيد ضياء محرك بود به ارادهء غير . سيد ضياء الدين استفاده كرد از مسامحهء حكومت زمان . ولى بايد اين مسئله را فهميد كه چرا سيد ضيا جسارت و قبول تخطى به استقلال ايران را بايد بكند . اين مطلب به عقيدهء من خيلى از همه كارها بالاتر و مهمتر است به عقيدهء من علت باطنى جسارت سيد ضياء الدين دو چيز بود : يكى نبودن مجازات است در مملكت ايران و يكى زير پا رفتن قوانين است .
به عقيدهء من وظيفهء مجلس در پيشگاه ملت ايران اين خواهد بود كه اول حيثيت قوانين را اعاده بدهد و به ملت ايران امر بدهد و بگويد كه تحمل زير پا رفتن قانون مثل ارتكاب خلاف قانون است ( گفتند صحيح است ) . تا وقتى كه حيثيت قوانين در مملكت ما اعاده نشود ، تا وقتى كه مجلس شوراى ملى هركسى را كه خوب كرده پاداش خوب ندهد و هركسى را كه بد كرده است مجازات نكند اين مملكت داخل اصلاح نخواهد شد ( گفتند صحيح است . بىكارهاى مجلس تندتند صحيح است مىگويند ) .
عدل الملك
پس وقتى كه مجلس از نقطهءنظر اجراى قانون داخل در اين قضيه شد در مرحلهء اول بايد عدل الملك رد بشود ، زيرا عدل الملك هم بر خلاف قانون رفتار كرده است هم برضد استقلال مملكت و بر خلاف حكومت ملى قيام و اقدام كرده و شراكت در قيام و اقدام نموده . بنابراين فقرهء 9 از ماده 4 قانون انتخابات او را محروم از حق انتخاب شدن و از حق نمايندگى مجلس مىنمايد . عدل الملك همان روزى كه رفت و با دستهء ضد استقلال ايران همدستى كرد همان روز آزادانه به حال خود و به طور اختيار سلب حقوق نمايندگى و حق جلوس در مجلس را از خود كرد ( تصديق ) . بنابراين من با اين راپرت شعبه مخالف هستم كه مىگويد « چون ارتكاب تقصير بعد از انتخاب شده بود » .
( پايان نطق تيمورتاش )