و ساعد الدوله و ساعد الممالك و ديگران گرفتهاند قبول نكند و دو مرتبه بگيرد و خواهد هم گرفت . زيرا رعيت زور ندارد . دادرس نيست . جنسا هم اينها متعدى و جابر هستند .
حبسوتوقيف هم اينها را آدم نكرد و دست از بىعدالتى و ظلم برنمىدارند .
گفت چشم تنگ دنيادار را * يا قناعت پر كند يا خاك گور
من از بسكه در مدت اقامت خودم در اينجا از اين چيزها ديدهام ديگر عادت نمودهام و وقعى نمىگذارم . خلقم تنگ نمىشود بىصبرى نمىكنم .
تيمورتاش و سيد ضياء ايران - شمارهء 949
پس از مقدمهء مختصرى سردار معظم مىگويد من تصور نمىكنم حيثيت ملت ايران ، حيثيت مجلس شوراى ملى اجازه بدهد كه بازوى راست سيد ضياء الدين در اين مجلس داراى كرسى بشود . بله من گفتم بازوى راست سيد ضياء الدين ولى بازوى چپ ، زيرا كه بازوى راست او اپيكيان ارمنى بود . من نمىخواهم اينجا داخل عمليات سيد ضياء الدين بشوم تنقيد بكنم . ولى ما نبايد فراموش بكنيم كه يك سيد ضياء الدينى وارد اين مملكت شد عناصر شجاع ايران را اغفال كرد ، بهملت خودش ، به استقلال مملكت خودش شبيخون زد . سوءقصد به استقلال مملكت كرد . مجلس را كه بايد داير بشود تعطيل كرد .
مصونيت نمايندگان ملت را كه مطابق قانون اساسى از هرنوع تعرض مصون هستند زير پاگذاشت ( خود سردار جزو محبوسين بود ) . عدهاى از نمايندگان را توقيف و تبعيد كرد .
مجرى سياست دشمن استقلال ايران شد . مردمان زيرك را در حبس وارد كرد و بالاخره در ايران يك سكوت و يك سكونت قبرستانى را برقراركرد . از نقطهءنظر دارائى مملكت نبايد فراموش كرد كه سيد ضياء الدين هشت كرور دارائى مملكت را تفريط كرد و آن را ما بين خود و همدستان و شركاء خود تقسيم كرد . ( گفتند صحيح است ) و بالاخره چنانچه عرض شد نمىخواهم داخل عمليات سيد ضياء الدين بشوم . اگر نفرت افكار و تصميم شاه و اگر وطنپرستى نظاميهاى وطنپرست ما نمىبود شايد سيد ضياء الدين امروز هم جغدوار در خرابهء ايران هنوز مسكن و مأوا داشت ( گفتند صحيح است ) . ولى فقط به واسطهء اين سهعنصر بود كه سيد ضياء الدين با اندوختهء خودش از ايران فرار كرد و نتوانست در اينجا نقشهء سياه خودش را به موقع اجرا بگذارد .