و خود رحيم خان مغضوب و تحت محاكمه است . گوسفند وركيها ، پنير و روغن وركيها را هم ضبط كردند . من تقى را فرستادم تا چه جواب بدهند .
بولشويك و دولتى بهجاى مشروطه و استبداد
سابقا در عهد ناصر الدين شاه و اول مشروطه هركس با ديگرى غرض داشت مىگفت بابى است . بعد اوضاع مشروطه و مستبد به ميان آمد . اين سمت مسلط مىشد ديگران را بىجهت به عنوان استبداد آنطرف به عنوان مشروطه دستگير مىكرد . حالا حكايت بولشويك و دولتى به ميان آمده .
نامه به ساعد الدوله
جمعهء گذشته من كاغذى به ساعد الدوله نوشته روانه كردم كه انشاء اللّه هميشه فاتح باشيد . از اقداماتى كه در قلع حضرات و آسايش اهالى آن سمت و اين سمت به عمل آورديد به نوبهء خود تشكر مىكنم . انشاء اللّه به تمام مواعيد خود رفتار مىكنيد . اينك اگر قسمت اعظم آن مقدور نيست به قدر ارسال كتب و اسناد مقدور است . خواهشمندم به توسط قاصد روانه فرمائيد . كاغذى كه از جولادك به توسط امير اسعد نوشته و فرستادم در راه حسينزاده گرفته به دست او نرسيده بود .
زوارك
دوشنبه سيم ذيحجة الحرام 1339 ، شانزدهم درجهء اسد - سه شب است مه شديد آمده و هوا به كلى تغيير نموده . من در ده زوارك منزل نداشتم ، حالا مىبينم كه از قلعه به واسطهء مجاورت رود و سبزه و درخت هوايش خيلى بهتر است . ليكن زمستان بالا بهتر بود .
عمارت على محمد انتهاى سمت شرقى محلهء پائين زوارك واقع است . در اين محله مردى باقى نمانده جز كدخدا صفر على و دو پسرش ، علينقى ، ابراهيم و اسمعيل ، حاجى على و پسرش . مابقى در سال انفلوانزائى و حصبهء بعد آن مردهاند . اين عمارت كه ما بوديم ساخته و بعد از درهاى عمارت قلعه كه جلال گوربهگورى كلان برده بود براى خودش و ولى آقاى حرامزاده عمارت بسازد به اينجا گذاشته شد ، بعد هم سفيد كردند .
يك دالان وسط دارد ، درى به اندرون . عمارت قديم ملا عباس پدر على محمد به ايوان عمارت جديد ، دودر هم به دو اطاق جنبين آن دارد . اطاق سمت چپ دالان بزرگتر دو پنجره يك در به ايوان جنوبى ، دو پنجره به ايوان شرقى نگاه مىكند . اطاق سمت راست كوچكتر فقط به جنوب نگاه مىكند . يك خوابگاه هم جنب آن است كه به هيچ سمت