يك نقشهء كثيفى از الموت و فرونت جنگ كشيدم ملصق به اين ورق شد تا نقاط و مواقع كه نوشته مىشود از روى آن ( اگرچه ناقص است و علمى نيست ) به دست بيايد « 1 » .
گاو است نه بالشويك
يك مطلب مضحك اين است كه غروب دوشنبه دستهگاوهاى آفتابدر از كوه رديف و پى هم به خط مستقيم سرازير شدند ، اهالى فيشان تصور كرده بودند سوارهاى بولشويك است و براى دستگيرى من از راه آوه مىآيند . فورا قالمقال توى فيشان بلند مىشود و سراسيمه مىشوند . غلامحسين پسر سيد قوام همان قسم يكتاى پيراهن و كمر باز راه مىافتد كه برويم شاهزاده را خبر كنيم . دواندوان تا آفتابدر . آنجا مكث مىكند . رعيتها سؤال مىكنند چه خبر شده . مطلب را مىگويد . اينها هم سراسيمه مىشوند و زنها بناى جيغوجوغ را مىگذارند . آن دو نفر حركت مىكنند ، سايرين بالاى بلندى رفته تا درست تماشا كنند . مىبينند سوارى نيست ، چيزى نيست . مىروند غلامحسين را مراجعت مىدهند كه به آنها درست نشان بدهد . غلامحسين درست نشان مىدهد . مىگويند اينها گاوهاى ده ما مىباشد كه از كوه مىآيد ، سوار نيست . درست همگى دقت مىكنند همان گاو بوده . غلامحسين زود مراجعت به فيشان مىكند كه زن و مرد را ساكت كند و مژده بدهد گاو است نه بولشويك ، اگرچه آنها از گاو هم گاوتر هستند .
اجارهء كوچنان
جمعه نهم ذيقعده - صبح كوچنانيها آمدند . مدتها چكوچونه زديم ، بالاخره اينها هم در ششصد تومان اجاره كردند به شرط آنكه جنس ديوان به عهدهء من باشد و تقريبا سيزده خروار جنس ديوان است ( از بسكه تحصيلدارها اذيت كردهاند ) . اجارهنامچه را بردند ملاهاى كوچنان مهر كنند . پشيمان شوند يا بيارند خدا عالم است . تركان ، جولادك ، فيشان بيست و هشت خروار و پنجاه من اجاره رفت ، آن همجنس ديوان به عهدهء من . خيلى كسر است . همهساله همين جولادك شانزده و هفده اجاره داشت با بيست و پنج تومان نقد و بارخانه . اينجاها ده نيست . جاى ديگر باشد تركان ، آفتابدر ، جولادك ، يك ده كه ده خانوار باشد مىتواند زندگانى كند . حاليه اين اراضى هفتاد
هامش
( 1 ) - عين السلطنه يك نقشهء ديگر هم از الموت كشيده اول كتاب گذاشته است . در صفحهء 6167 به چاپ رسانيده شد . ( ايرج افشار )