ملاحظه مىكند احدى نيست . كلاه خود را برداشته اشاره مىكند . آنها هم نزديك مىشوند . بالاخره داخل كاروانسرا شده شب را توقف مىكنند و خبر تصرف و فتح را به مركز مىفرستند . متجاسرين پس از عقبنشستن ديگر ابدا توقف نكرده به سمت مران و از آنجا به پائين مىروند . اين چند نفر الاغدار كه چند روز بود در سلمبار معطل بودند موقع را غنيمت شمرده حركت مىكنند كه باعث اخبار و آگاهى قزاق مىشوند . مشاجرهء دو دسته اين بود كه شما دير كرديد و الا همه دستگير شده بودند و جنگ را ما كرديم ، شما تصرف كاروانسرا را ادعا كرده مژده به رئيس مىفرستيد . قلى خان حكم مىشود آنجا توقف كند . داود خان مراجعت ، ابو القاسم خان در پست خود گرمارود . اين بود حقيقت غزوهء كاروانسرا .
نامه به امير اسعد
يكشنبه چهارم - كاغذى ديروز به امير اسعد نوشتم كه بايد در مقابل حوادث مثل كوه آهن و پولاد ايستاد تا خداوند فرج بدهد و چون اجازه داريد براى اخوى گرامى كاغذ بنويسيد آدم بفرستيد . خوب است كاغذ مرا هم روانه كنيد بلكه روزنامهها و اسناد مرا بنابر قول خودش روانه دارد . من هم فرصت غنيمت شمردم دادم يك نفر قزاق برد تا بداند من هم پيائى « 1 » هستم . هم او تنها قزاق ندارد .
خالو قربان ( پرزيدان جمهورى ) و كتيراى الموت
بعد خودم با ملامحيط و على محمد و ميرزا فضل اللّه به تماشاى مرتع سرخانى و كجنى رفتيم كه مبلغها براى اين شش مرتع فيشان ناحيه پول دادهام و امسال فقط هفتاد تومان كلا اجاره رفته . درحالىكه سنوات قبل هرمرتعى سى تومان و مقدارى پنير و غيره اجاره داشته است ( حشم كم شده و بازار مرتع كساد ) . همهجا سربالا بود تا چادرهاى فيشانيها . آنجا پياده شديم . مادر محمد دوغ آورد . بعد چاى درست كرد . پس از صرف آن مراجعت كرديم . خالو قربان در اين مراتع بسيار كتيرا گرفته . خدا بخت بدهد حالا حاكم رشت و رئيس دوم انقلاب و پرزيدان جمهورى آتيهء ايران است . خدا دهيك آن اقبال را كاش به مالك اين مراتع مىداد .
هامش
( 1 ) - پيا مجازا به معنى ارج - ارزنده . ( م . سالور )