شود ، زيرا عدهاى كه آنها در گدوك گذاشتهاند كم است و راه قزاق به آنها نزديكتر است تا راه متجاسرين . با يكى دو حمله مىشود آنجا را گرفت . گفت هزار و هفتصد نفر هم از طهران رفته است . گفتم اگر گدوك دست شما باشد تا آنها سرگرم جنگ با آن قزاق بشوند ممكن است اينها پشتسر را بگيرند . بههرحال صحبت زياد شد . ماند تا مجلس ديگر همديگر را ملاقات كنيم .
امير انتصار
پرسيد به امير انتصار مىشود اعتماد كرد . گفتم من نمىتوانم در اين باب راى بدهم ، جز آنكه شخصا امير انتصار مرد آرام سالمى است . اما هرچه باشد قوم است .
امير اسعد و رضا خان
بعد شكايت كرد كه رضا خان حكم داده امير اسعد اسلحه داشته باشد . گفتم اگر منافى است مىشود تلگراف كنيد در اين موقع آن حكم را نقض نمايند . قرار شد بكند .
من در آن گرما منزل آمدم . احتمال مىرود من بروم ، يعنى خرج مرا قهرا از اين شهر بيرون مىكند .
افرادى براى مشاوره
عصر خانهء امير محترم رفتم . پس از گفتگوها و قال و مقالها نه نفر انتخاب نمودند كه با حكومت تبادل افكار نمايند . عدل الممالك - آقا سيد حسين فقيه عدليه - رفعت السلطان - امير انتصار - سردار سعيد - حاجى سيد موسى - ميرزا حسين خياط - ميرزا محمد حدادزاده - امير محترم . اكثريت بيست و پنج رأى بود .
بودجهء نظميه قزوين : هشت هزار تومان
فوكل كلو رئيس نظميه كه از اول مجلس حاضر بود نطقى كرد كه بودجهء پليس كفايت نمىكند . هروقت مىخواهد بودجهء جديد تصويب شود كابينه تغيير مىكند . بودجهء هفت سال قبل كه قريب پنج هزار تومان است امروز كافى نيست و هشت هزار تومان برآورده شد . امروز مخارج چهل محبوس تخمين شده ، من هميشه دويست محبوس داشتهام .
نفت يك من دو قران حساب شده امروز پنج هزار است . به يك سلطان اينجا هفتاد تومان ماهى مىدهند در طهران صد تومان . به يك پليس اينجا پانزده تومان طهران سى تومان و حال آنكه مخارج در قزوين بيش از طهران است . اين است پليسهاى من استعفا مىدهند