تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6037

مساهمون:

ص٦٠٣٧
چرمى بسته بود . چكمه در پا داشت . پيراهن يا سردست آهاردارى هم نداشت . يك مرتبه من نظرم به كلاه او افتاد كه روى نردهء ايوان گذاشته بود ، درست از همان كلاههاى ترك‌دار شاخ‌دار كه در « لندن نيوز » مىديدم . جنس كلاه گويا چرم بود . رنگش نارنجى بسياربسيار تيره . من چون از صحبتهاى آنها هيچ نمىفهميدم برخاسته آمدم .

مقاصد لنين و تروتسكى

لنين و تروتسكى محال است سرحرف خود ايستاده قناعت به همان روسيهء متصرفى بكنند ، جز آن‌كه به فنلاند و پولند و بعضى جاهاى كوچك ديگر به واسطهء همراهى تمام دول زورشان نرسد و الّا كم‌كم تمام روسيه قديم را متصرف مىشوند . حتى از حقوق روسيه در ممالك ديگر نخواهند گذشت . صحبت و حرفهاى روز اول مناط نيست ، در هيچ‌جا هم مناط نبوده ، نظاير آن را تاريخ خوب نشان مىدهد .

توسعه‌طلبى

همين ايران را در نظر بياوريم . نادر پوستين‌دوز بود بعد راهزن شد . آرزوى او اين بود رئيس آن دسته شود . بعد به سلطنت ايران قناعت نكرد به هندوستان و افغانستان و عثمانى پرداخت . يك نفر رويگر به امارت خراسان راضى نشد ، متصل براى سلطنت كل ايران جنگ مىكرد . سبكتكين يك نفر غلام بود مملكت وسيع ايران براى او تنگ شد ، و قس على هذا ديگران .

حرفهاى توسعه‌طلبانه

اينها خيلى دورند . اول جنگ و اواسط جنگ تا آنجا كه فتح و ظفر معلوم نبود آقايان چه‌چيزها گفتند و چه مواعيد و نويدها دادند ، چه شد و به كجا رسيد . چهارده مادهء ويلسون كجا رفت ، چه نتيجه داد . مجمع اتفاق ملل كو . اگر يك نمونه هست عمليات آن چيست . خود امريكا چرا داخل آن نيست . اسباب كه فراهم شد دامنهء خيال و حرص جهانگيرى وسعت پيدا مىكند . بهانه و حرفهاى زياد به دست مىآيد و حرفهاى نامشروع آن‌وقت مشروع مىشود . سوريه قيم لازم دارد ، فلسطين سرپرست مىخواهد ، ايران سرمايه لازم دارد ، سيلزى رأى بايد بدهد ، افريقا در فشار آلمان است ، بسارابى از نژاد رومانى است . لنين و تروتسكى هم از اين حرفها بلدند بگويند . همان حرص و آز در وجود آنها هست .